<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مسیر : نوشته های داریوش زمانی</title>
<link>http://massir.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Sep 2009 09:40:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جنبش بدلی!</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این مطلب را برای نشریه دانشجویی &lt;FONT color=#0000cc&gt;مهتاب روز&lt;/FONT&gt; نوشتم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بدون تردید جایگاه دانشجویان به عنوان قشری فرهیخته در دیدگاه افکار عمومی جامعه جایگاهی رفیع است و دیدگاه های این قشر از اجتماع تاثیر غیرقابل انکاری در میان مردم داشته است که این امر ناشی از نقشی است که دانشگاه در رفع نیازهای اجتماع بر عهده دارد. شجاعت اقدام یکی از ویژگی های بارز جوانان است که این قشر را از سایر اجتماع متمایز می کند و قرار گرفتن در محیطی همچون دانشگاه که زمینه فراگیری راه های علمی برای تدارک فضایی بهتر برای زندگی را فراهم می کند و افق دید جوانان را توسعه می دهد باعث تحرک بیشتر دانشجویان در عرصه فعالیت های اجتماعی می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جوانان عموما و نسبت به جایگاه و طبقه اجتماعی خود دارای روحیه آرمان خواهی نیز هستند و از این حیث تقریبا تمامی جوانان از وضعیت موجود ابراز نارضایتی می کنند. همین خصیصه باعث شده است که جوانان برای ساختن جامعه ای بهتر تلاش کرده و در جهت تغییر آن به سمت جامعه ای مطلوب حرکت کنند. آگاهی از راه های دست یافتن به توسعه ی جامعه که در محیط دانشگاهی سهل الوصول تر است دانشجویان را پیشتاز این حرکت کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حقیقت این است که تفاوت واقعیت ها با اصول و آرمان های جامعه بیش از هر قشری توسط جوانان احساس می شود و جوانان تحصیل کرده تمایل بیشتری به حرکت به سوی آرمان ها و حمایت از جنبش های آرمان خواهانه دارند. اراده فوق العاده و اطمینانی که جوانان به امکان دگرگون سازی دارند و همچنین عطش آنان در مشارکت در بازسازی، نوسازی و اصلاح جامعه محرک آنان در حرکت های دانشجویی بوده و عموما به این تحرک ها وجهه ای انقلابی بخشیده است و تفکر انتقاد آمیز این محرک انقلابی یکی از عوامل پیشرفت جامعه بوده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما اطلاق &quot;جنبش دانشجویی&quot; به تمامی تحرکاتی که در دانشگاه و توسط دانشجویان صورت می پذیرد به این صورت که اکنون در ادبیات سیاسی کشور رایج است صحیح نیست. جنبش عموما به حرکت و رفتار گروهی نسبتا منظم و منسجم و متمرکز و بادوامی اطلاق می شود که دارای هدفی مشخص و مشترک در میان اعضا است و به آن جنبشی که اعمال سیاسی و اجتماعی در آن بوسیله دانشجویان صورت پذیرد جنبش دانشجویی اطلاق می گردد. ناگفته پیداست که تمام تحرکات دانشجویان از ابتدای تاسیس دانشگاه در ایران مولفه های جنبش آنهم از نوع دانشجویی اش را دارا نبوده اند و در این میان تنها جنبش دانشجویی مسلمان بوده که از آغاز پیدایش تا اکنون حقیقتا خصوصیات یک جنبش را حفظ نموده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی از خواص جنبش های اصیل همانا قدرت همراه کردن و به حرکت درآوردن بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی با خود و به عبارت بهتر جریان سازی در اجتماع است. هر حرکتی برای اینکه بتواند لقب جنبش به خود بگیرد جدای از خصوصیاتی که در تعریف جنبش از آنها یاد شد می بایست قدرت جریان سازی داشته باشد. تطابق ارزش ها و آرمان های حرکت های اجتماعی با ارزش های مورد قبول اجتماع شرط تحقق این امر است و این تطابق زمینه ساز عقبه اجتماعی جنبش ها خواهد بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با این تفاسیر مشخص است که حرکت هایی که نتوانند خود را در چهارچوب ارزش های مورد قبول اجتماع معرفی نموده و در آن راستا حرکت کنند بدون شک عقبه ی اجتماعی برای تبدیل شدن به یک جنبش را بدست نخواهند آورد و در معادلات جامعه نقشی پیدا نخواهند کرد. این امر در تاریخ معاصر ایران به خوبی نمایان است و گروه ها و گروهک هایی که اهدافی جز آنچه ملت مسلمان ایران داشتند را دنبال می کردند به صورت طبیعی کنار زده شدند و طبیعتا نقشی در معادلات اجتماعی بدست نیاوردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وجود چنین گروهک هایی در کشور که بدون عقبه اجتماعی و مشارکت سیاسی در درون جامعه به زیست خود ادامه می دهند بدون عوارض نبوده است. این دست حلقه ها برای اینکه بتوانند درون کشور ادامه حیات دهند عموما راه نفوذ به جنبش های اصیل و منحرف کردن آنها از مسیر خود را در پیش گرفته اند و سعی کرده اند ظرفیت و پشتوانه اجتماعی این جنبش ها را در مسیر اهداف خود به خدمت بگیرند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مصداق بارز این مورد جنبش دانشجویی در دهه هفتاد است که به منظور استفاده از ظرفیت عظیم اجتماعی این جنبش با همین شیوه توسط گروه هایی که به حاشیه رانده شده بودند مورد هجوم قرار گرفت. نفوذ افرادی که تحت القائات سیاسی، مرعوب گفتمان های بیگانه شده بودند توسط گروه های معارض نظام که جایگاهی در افکار عمومی نداشتند توسط گروه ها و جمع های محفلی خارج از دانشگاه به این جنبش صورت گرفت. در این طرح جنبش دانشجویی در صحنه سیاسی کشور و در کسوت عوامل پایین دستی و میدانی برای آماده کردن زمینه اجتماعی برای به قدرت رسیدن سیاسیون به بازی گرفته شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نقشی که برای این جنبش در این منفعت طلبی درنظر گرفته شده بود ایجاد بی ثباتی در اجتماع بود. به این معنی که هرگاه سیاسیون در عرصه سیاسی و در برابر قانون به بن بست رسیدند و در پیگیری اهداف خود با مقاومت حقوقی روبرو شدند با ایجاد تشنج و آشوب در دانشگاه به وسیله جنبش و تسری آن به سایر بخش های اجتماع نظام را تحت فشار قرار دهند و زمینه عقب نشینی آنرا فراهم نمایند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این روش هرچند نتیجه ای درخور برای آنها به ارمغان نیاورد ولی باعث آسیب هایی جدی به جنبش دانشجویی گردید که از حوصله این بحث خارج است. اما آنچه اهمیت دارد این مسئله است که گروه های سیاسی در آن زمان به وسیله این روش و بدون اینکه اهداف خود را نمایان کنند توانستند خود را دارای عقبه ی اجتماعی گسترده ای نشان دهند اما در مقطع کنونی و با توجه به شناختی که جنبش دانشجویی مسلمان از اینگونه تحرکات بدست آورده امکان چنین سوء استفاده ای وجود ندارد و گروه های مزبور نیز که همچنان از فقدان نیروی موثر اجتماعی و سازمان یافته که بتوان آنرا جنبشی فراگیر نامید رنج می برند. از سوی دیگر در شرایط فعلی به شدت به چنین وانمودن هایی برای دستیابی اهداف حداقلی خود که همانا استمرار حیات سیاسی خود می باشند نیازمندند و ناچار می بایست حرکت هایی هرچند در حد نمایش هایی تبلغاتی ولی پر سر و صدا به راه بیاندازند و خود را دارای عقبه ای اجتماعی که گوش به فرمان اوامر است نشان دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از این رو و با توجه به اینکه این جریان در جریان انتخابات اخیر و با وجود تبلیغات فراوان نتوانست خود را در حد جنبشی حقیقی و دارای پشتوانه ای درخور توجه نشان دهد و جامعه را با خود همراه کند به شدت نیازمند است بار دیگر امید به دانشگاه و تحرکات ایضایی عوامل خود در آن ببندد و زمین بازی را به دانشگاه بکشاند تا خود را حرکتی مستمر نشان دهد. شروع سال تحصیلی جدید دانشگاه ها فرصت مناسبی است که این ورشکستگان سیاسی تدارک آشوب در دانشگاه ها را ببینند. تحرکاتی که اینبار و برخلاف سالیان نه چندان دور دیگر ظرفیت و پتانسیل عظیم جنبش دانشجویی در اختیار آنها نیست و تنها امید به آشوبگرانی است که مطمئنا بی خبر از همه جا به بازی گرفته می شوند تا با ماسک هیاهو و شارلاتان بازی های سیاسی چهره ای پویا و قدرتمند به نمایش بگذارند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 09:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز خودکشی سیاسی کروبی</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iusnews.ir/articles/36-1388-02-05-09-04-32/1606-1388-05-25-01-39-42.html&quot; target=_blank&gt;خبرنامه دانشجویان ایران&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همه چیز و همه کس را وحشت انگیز و دیو صفت دیدن و به هر سو لگد پراندن نشانه جنون است و این رفتار بعد از حماسه 22 خرداد و حضور 40 میلیونی ملت در پای صندوق های اخذ رای، در میان ناکامان این رقابت شیوع پیدا کرده است و هر چه از مبدا آن دور می شویم و اوضاع نه بر مراد مدعیان می گذرد، وخامت احوال مبتلایان به آن احوال شدت می یابد و گویا امیدی به بهبود شرایطشان نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سیل ادعاهای واهی و کذب را به امید بدست آوردن چند صباحی عمر سیاسی بیشتر روانه ی میدان کردن رویه ی هر روزه ی کسانی شده که بعد از گذشت سالیان از دوران ریاست شان هنوز هم در خیال باطلی خود را صاحب این نظام و مملکت می دانند و حکومت بر این مردم را حقی می پندارند که از آن آنان است و کسی جز آنان شایسته ی آن نیست. بروز مواضع آلوده به غرض و مرض از سوی برخی از خواص که در جریان انتخابات اخیر مردود شدند، تقلای مذبوحانه ایست جهت جلوگیری از حذف شدن از صحنه سیاسی کشور.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نامه اخیر مهدی کروبی کاندیدای ناکام انتخابات اخیر ریاست جمهوری که تمام پشتوانه سیاسی خود را در رقابتی بزرگ از دست داد حرکت دیگری از سلسله حرکات سخیف کسانیست که در این انتخابات به مانند چند انتخابات اخیر با رای منفی ملتی متدین و متمدن روبرو شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کروبی که با وجود ساختار شکنانه ترین شعارها و موضع گیری هایی که داشت به مفتضحانه ترین شکل نفر پنجم انتخاباتی با چهار کاندیدا شد و تمام آبروی سیاسی خود را از دست داد، اینبار تمام هستی خود را به میدان آورده و سعی می کند با حمله به نظام و تلاش برای مخدوش کردن چهره آن، هم آبرویی هم از نظام بریزد تا مرهمی باشد بر زخم هایش و هم از مردمی که با رایشان قدر و منزلت آرمانهای ساختارشکنانه &quot;کروبی و دوستان&quot; را به رخ او و اطرافیانش کشیده بودند انتقام گرفته باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مهدی کروبی در حالی داعیه دار حمایت از حقوق مردم است که هنوز در برابر خواست افکار عمومی مبنی بر پاسخگویی او در مورد اتهام های اثبات شده ای که در مورد مسائل مالی و مدیریتی اش وجود دارد هیچ جوابی برای ارائه ندارد و برای همین مردمی که خود را وکیل خودخوانده آنها کرده است قلدرمآبانه محلی برای پاسخگویی نسبت به رفتارش قائل نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مسلما ترس از مبتلا شدن به سرنوشتی که معین بعد از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری دچار آن شد و تلاش برای جلوگیری کردن از به حاشیه رانده شدن توسط مردم عامل محرک اینگونه رفتارها و حرکات غیرعاقلانه از سوی کروبی و دوستان همداستان اوست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کمترین توقع مردم از مراجع قضایی احضار کروبی برای ارائه ی دلایل و مستنداتش است که اگر اوضاع چنان باشد که این شیخ در فحشنامه ی خود توصیف کرده است مردم بی تاب مجازات عاملان و متخلفان آن هستند و اگر دست کروبی همچون سایر ادعاهایش مبنی بر تقلب در انتخابات خالی از بیّنه باشد همانا مجازات وی تقاضای گزافی نیست چراکه با این عمل خوراک تبلیغاتی دشمنان این مردم را برای هجوم به آنها فراهم کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اینکه چرا نهادهای مسئول با کارهای برخی خواص مردود و مطرود و پشیمان برخورد نمی کنند و فضا را برای جولان آنها جهت فتنه انگیزی و آسیب رساندن به این مردم و نظام مردمی باز گذاشته اند سوال جدیدی نیست و امید بر تغییر این رفتار در آینده ای نزدیک مطمئنا ظن باطلیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کروبی و کروبی هایی که اینچنین ارزان خود را به دنیای دیگران می فروشند مطمئنا پتانسیل تبدیل شدن به رهبری جریان برانداز را ندارند چرا که این فرد همین چند هفته پیش نمره مردودی خود را مستقیما از دست مردم گرفت. از آن گذشته جریانی که یک روز با شیفتگی تمام خاتمی را تقدیس و موسوی را لعن می کند و هفته ای بعد به پرستش موسوی روی می آورد و روزی نوک پیکان اهانت هایش رو به سوی هاشمی است و دیگر روز تمام امید خود را در سایه توجهات وی جست و جو می کند و اکنون هم تمام قد در حمایت از شیخی که وی را در انتخابات به هیچ هم حساب نکردند برخواسته است آیا قابل اعتناست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هرچند موسوی و کروبی در میانه این سیرک سیاسی که بعد از انتخابات برپا شد بازیچه دستان پشت پرده بودند و اراده ای از خود نداشتند، ولی به دلیل اینکه زمینه ساز وهن به نظام اسلامی و مردم شدند شایسته مجازاتی درخور هستند. اینگونه به آسانی فریفته و تحریک شدن و رفتاری جنون آمیز از خود نشان دادن برای افرادی شبیه مهدی کروبی که اصطلاحا جزو خواص به شمار می روند حتی اگر ناخودآگاه هم باشد – که غیر ممکن است – نباید با بی تفاوتی مسئولین مواجه شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دستگاه قضایی که در برابر سایر اتهام های مهدی کروبی نیز موضع سکوت را در پیش گرفت اینبار باید به این درخواست عمومی پاسخ بگوید و این شیخ را به خاطر تمام اتهام هایش مورد بازخواست قرار دهد و خود جناب کروبی هم به جای تلاش برای نشستن در جایگاه مدعی در مقام پاسخگویی برآمده و از کارنامه عملکردش در دوران مسئولیت هایی که داشته دفاع کند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 16:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقبولیت احمدی نژاد در گرو مشروعیتش است</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;وقتی غائله های بعد از انتخابات به راه افتاد، به آنهایی که بر ابرها سیر می کردند و پایان نظام را وعده می دادند و برای ما هایی که از احمدی نژاد حمایت کرده بودیم خط و نشان می کشیدند که:&quot;فکری برای خودمان بکنیم&quot; می خندیدم. به خیال خامشان می خندیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما حالا خنده بر لبانم خشک شده. کاری را که موسوی و خاتمی و سایرین برای خوش خدمتی به اربابانشان نتوانستند بکنند، احمدی نژاد کرد و کاممان را تلخ کرد. این چند روز فکر اینکه مصدقی تازه از اولین دوره احمدی نژاد متولد شود بد جوری اذیتم می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روزها اعتماد ملی گیر داده به بحث مقبولیت و مشروعیت. نکند دکتر هم همین خیال باطل که &quot;مقبولیت مشروعیت می آورد&quot; را ... ؟! حتی فکرش هم اذیتم می کند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احمدی نژاد باید بشنود صدای قهقهه کسانی را که تا دیروز از عصبانیت لرزه بر اندامشان افتاده بود. باید ببیند نیش و کنایه های کسانی را که تا دیروز می گفتند &quot;اسرائیل مسئله ما نیست&quot;؛ کسانی که تا دیروز &quot;اسلام را برای پستوی خانه ها می پسندیدند&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نامه ای که می گویند منسوب به رهبریست را ندیده ام؛ ولی اگر ببینمش و باز هم احمدی نژاد سر حرفش بماند برای من هم با موسوی و خاتمی فرقی نخواهد داشت. مقبولیت احمدی نژاد برای من وابسته به مشروعیتیست که رهبری به او می دهد. پافشاری بر مواضع مخالف نظر رهبری مقبولیتش را هم از او می گیرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Jul 2009 14:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخبگان فصلی</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;احزاب وقتی کارشان به انتخاب و انتخابات می رسد و شرایط آنها را وادار می کند تا خود را به مردم عرضه کنند تازه به تکاپو می افتند و به یادشان می افتد که مردمی هم هستند که باید به یادشان بود؛ البته فقط زمان انتخابات! هرچند پایگاه مردمی برای احزاب باید نقشی حیاتی داشته باشد ولی متاسفانه و یا خوشبختانه احزابمان از این جهت هیچ احساس خطری نمی کنند و به قولی پوستشان کلفت تر از این حرف هاست که خطری از این حیث تهدیدشان کند و عدم اقبال عمومی به آنها گزندی به آنها برساند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما از آنجایی که انتخابات تنها گذرگاهی است که به ناچار می بایست نظری هم از مردم پرسیده شود و خواسته ها و مطالبات آنها هم مورد توجه قرار گیرد، پایگاه مردمی برای احزاب در این مقطع زمانی اهمیت پیدا می کند. یکی از عوارض برگزاری انتخابات های مستمر در کشور برای احزاب این است که میزان مردمی بودن آنها سال به سال در معرض آزمونی جدی قرار می گیرد و میزان انطباق رویکرد آنها با خواست مردم در شعارهای انتخاباتی و عملکرد آنها بعد از پیروزی احتمالی در انتخابات محک می خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مهمترین مشکل احزاب هم در همین مسئله است. چرا که اهداف و منافع حزبی که معمولا در پی احتیاجات عمومی نیستند، آنچنان اهمیتی در مشی سیاسی شان دارند که باعث به دست نیاوردن جایگاهی مناسب در میان مردم شده است. عموم احزاب کشور به این مشکل اساسی دچار هستند و هنگامی که در انتخاباتی به پیروزی می رسند منافع حزبی به جای مطالبات عمومی می نشیند و سکان هدایت آنها را در دست می گیرد. به همین دلیل است که در طول این سی سال مردم آشنایی کافی با گروه ها و احزاب سیاسی پیدا کرده اند و از آنها رویگردان شده اند. این امر به خوبی در انتخابات اخیر به نمایش در آمد و حزبی ترین کاندیدای حاضر در رقابت های انتخاباتی یعنی جناب آقای حجت الاسلام کروبی کمتر از یک درصد آرای مردم را به خود اختصاص داد و کاندیدای مورد حمایت سه حزب بزرگ جبهه اصلاحات 30 درصد آرای مردمی را بدست آورد که همین میزان اقبال عمومی را هم به مانند موفقیت بی نظیر کاندیدای پیروز این رقابت نمی توان موثر از حمایت احزاب از آنها دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما احزاب دریافته اند که در مهلت کوتاه رقابت های انتخاباتی باید به گونه ای این نقیصه را پنهان کنند. یکی از بهترین راهکارهایی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است به میدان آوردن افراد غیر سیاسی ولی سرشناس است که در سومین انتخابات شورای شهر تهران در دستور کار قرار گرفت و چند کاندیدای غیر سیاسی وارد این عرصه شدند. همین استراتژی در انتخابات مجلس هشتم هم مورد توجه قرار گرفت و یکی از خارج نشینان به احزاب اصلاح طلب پیشنهاد کرد برای پیروزی به دنبال کاندیداتوری اشخاصی مانند رضا کیانیان و علی دایی و الهی قمشه ای باشند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روش با این پیش فرض که با هواداری اینگونه افراد از یک کاندیدا می تواند طرفدارانشان را نیز به سمت آن کاندیدا جلب کند، در این انتخابات نیز از سوی هر دو طیف مورد توجه قرار گرفت. اما رفتار اصلاح طلبان در این زمینه با یک دوگانگی همراه بود و آن اینکه در حالیکه به همراهی افرادی چون لیلی رشیدی و محمدرضا شجریان و دیگران با نامزدهای اصلاح طلب تفاخر می کنند و سوء رفتارهای آنان را هم موجه قلمداد می کنند، اعلام حمایت دیگران از کاندیدای اصولگرا را برنمی تابند و این همراهی را مورد هجمه قرار می دهند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اخیرا فرهاد جعفری نویسنده کتاب کافه پیانو و کتابش که مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته به شدت مورد هجوم اصلاح طلبانی قرار گرفته است که برای شجریان به دلیل حمایتش از جناب موسوی مصونیتی آهنین قائل شده اند و انتقادهایی را که به جنابش به دلیل مصاحبه با رسانه ی دشمن وارد شده است را به حمایت وی از موسوی ارتباط داده و به این بهانه آن انتقادها را وارد نمی دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته جای تعجب نیست؛ کسانی اکنون سینه چاک شجریان شده اند و او را الهه ی آواز و خدای ترانه و دارای صدایی ملکوتی و روحانی معرفی می کنند که مدینه فاضله آنها نیویورک و قبله حاجاتشان مجسمه آزادیست. کسانی که خدای سیاست مداریشان خاتمی و جانشین برحق او برایشان موسوی است و آبراهام لینکن را شهید و حجاریان را جانباز راه آزادی می دانند باید هم از دست به دامان بی بی سی شدن شجریان به وجد بیایند و او را تقدیس کنند. برای کسانی که وطن دوستی شان تا آنجاییست که مقامی و منصبی داشته باشند تا بتوانند راحت تر اهداف اصلاحی شان در وابستگی هرچه بیشتر به بیگانگان را محقق سازند مطمئنا از دخیل بستن به بریتانیا و سفارت و رسانه های صد البته بی طرفش شاد می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ولی آیا اینان حق دارند کسی که به گفته خودشان مخاطبان اصلی کتابش که 24 بار تجدید چاپ شده طیف هم اندیشان خودشان و به قولی از باصطلاح روشنفکران غرب گرا هستند را فقط و فقط به خاطر حمایتش از کاندیدای اصولگرا تخریب کنند و به تمسخرش بپردازند؟ نه قصد حمایت از کتاب فرهاد جعفری را دارم و نه می خواهم به نقد آن بنشینم؛ چرا که اینگونه موضع گیری کردن در برابر مواضع سیاسی افراد ملازم با عقلانیت نیست و نقصان عقل را به رخ خواننده می کشاند! صحبت از موضع گیری دوگانه اصلاح طلبان است که از یک سو با سابقه شجریان به مقابله با انتقادهای وارده به عمل تاسف برانگیزش می روند و با «ربنا» و «مرغ سحر»ش مصاحبه ی خالصانه اش با رسانه دشمن را ماله می کشند و از دیگر سو به خاطر موضع سیاسی فرهاد جعفری مقابله با کتابش برآمده اند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چرا نویسنده کافه پیانویی که به خاطر 24 بار تجدید چاپ کتابش مدیون کروبی و موسوی است(!) به یک باره از چشم همه افتاده است و کسی چشم دیدن خودش و کتابش را ندارد تا این حد که کتابش را در انظار آتش می زنند و یا حداکثر لطف نموده برایش پس می فرستند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احزاب زمانیکه که به واسطه نداشتن پشتوانه مردمی ناچار به عاریه گرفتن طرفدار از هنرمندان و ورزشکاران می شوند و سیاست بازی را به سایر حوزه ها می کشانند باید این نکته را هم در نظر داشته باشند که هنرمند و ورزشکار بودن لزوما به معنی اصلاح طلب بودن و موضع گیری مطابق با میل آنها نیست و چه بسا سخنی بگویند و نامه ای بنویسند که خاطر ملوکانه را بیازارد. برای احزاب و اربابانشان بهتر آنست که به جای التماس برای حمایت به هنرمندان و دیگرانی که طرفدارانی دارند به دنبال آن باشند که به گونه ای عمل کنند که جایگاهی در افکار عمومی بیابند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iusnews.ir/index.php/articles/36-1388-02-05-09-04-32/783-1388-04-19-00-58-37.html&quot; target=_blank&gt;خبرنامه دانشجویان ایران&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 06:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحریف سخنان رئیس جمهور برای چیست؟</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فضای انتخابات گذشته بدون تردید یکی از شفاف ترین تبلیغات انتخاباتی در طول دوران سی ساله انقلاب اسلامی را تجربه کرد. مطمئنا مناظره های تلویزیونی در شفافیت این فضا بیشترین تاثیر را داشت و طرفین در یک فضای برابر و در محیطی کاملا آزاد به بیان دیدگاه های خود و به چالش کشیدن مواضع طرف مقابل خود پرداختند. آنچه مایه خوشنودی بود این بود که در این مناظره ها طرفین بدون الگو برداری از تجربه های مشابه غرب برای پیروزی بر رقیب خود نه به دنبال مارک کفش رقیب خود که به ریشه ای ترین مسائل از نظر خود می پرداختند و همین امر باعث شد نتیجه انتخابات خواست واقعی مردم از مسئولین را به خوبی به نمایش گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قسمتی از مشارکت غرورآفرین این دوره را که دنیا را با بهت و حیرت مواجه ساخت مرهون همین فضای روشنی بود که به مدد مناظره های زنده تلویزیونی مهیا گشت. دیدن این مناظره ها علاوه بر اینکه موجب آشنایی بیشتر مردم با شخصیت، توانایی ها و برنامه های کاندیداهای انتخابات شد باعث گردید تا حقانیت گفتمان انقلاب اسلامی برای همگان روشن شود و مردم بیش از گذشته به استواری نظام اسلامی و قابلیت آن برای پیگیری و احقاق حقوق حقه شهروندان خود اطمینان کنند. مردم ایران نظامی را دیدند که نه بر اشخاص که بر اصول استوار است و صریح ترین سخنان نه تنها از قدر و قیمت آن نمی کاهد بلکه گواهیست بر جدی بودن پیگیری مطالبات مردم از حکومت در آن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما بخشی از آنچه در این مناظره ها مطرح گردید و به طور مشخص تر بخشی از آنچه از زبان طرف پیروز این رقابت یعنی دکتر محمود احمدی نژاد بیان گردید باعث برخی واکنش ها و موضع گیری ها از طرف کاندیدای ناکام ، برخی احزاب و گروه ها و همچنین برخی از شخصیت ها شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرچند انتقادهایی به نحوه بیان کردن قسمتی از آنچه دکتر احمدی نژاد در این مناظره ها بیان کرد وارد است ولی آنچه از اهمیت برخوردار است این مسئله است که چرا سخنان دکتر احمدی نژاد که به صورت زنده و در برابر چشم میلیون ها بیننده تلویزیونی بیان شد بعد از اتمام برنامه به مانند سخنان وی در میدان ولی عصر (عج) به گونه ای دیگر تفسیر و به عبارتی مورد تحریف واقع گردید و سعی شد به اذهان عمومی جامعه اینگونه القا شود که: &quot;احمدی نژاد بدون سند و مدرک اقدام به نسبت دادن اتهام هایی ناروا به اشخاصی خاص کرده&quot; ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطمئنا کسانی که اینگونه موضع گیری می کنند در درجه اول به دنبال این هستند تا دست آویزی برای توجیه شکست خود دست و پا کنند و این ناکامی را به بی اخلاقی احمدی نژاد که چهار سال برای جا انداختن آن در افکار عمومی زمینه سازی کرده بودند نسبت دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما قسمت اصلی این ماجرا که سعی بر پنهان کردن آن در پس اینگونه موضع گیری ها می شود این نکته است که احمدی نژاد همچون گذشته به سوی ریشه مشکلات نشانه رفته است و منافع نامشروع قدرتمندان متکی به ثروت های بادآورده را به خطر انداخته است. برخلاف فضا سازی های رسانه ای که بر علیه احمدی نژاد و هدفش بوجود آمده است او نه یک اتهام که فقط یک سوال مطرح کرد: &quot;از کجا آورده ای؟&quot; این همان سوالی بود که عده ای از آن به عنوان &quot;متهم کردن برخی اشخاص بدون دلیل و مدرک&quot; یاد می کنند. همین یک سوال ساده آنچنان بنیادی بود که تمام آنچه را که عده ای سال ها برای ساختنش تلاش کرده بودند در یک شب در معرض خطری جدی قرار داد آنچنانکه ناچار به مقابله برآمدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این موضوع جریانی به دفاع از حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در برابر احمدی نژاد برخواست که &quot;حمله های بی پاسخ(!)&quot; آنان به هاشمی برای رسیدن به مسند قدرت در سال های نه چندان دور هنوز در اذهان باقی است. این همسویی این دو در مقابله با احمدی نژاد روایتگر حکایت تلخ و ناخوشایندی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فضای رسانه ای که بعد از مطرح کردن این سوال علیه احمدی نژاد ایجاد گردید بسیار شبیه زمانی است که وی با مطرح کردن دو سوال در مورد هولوکاست بنیاد نظام سلطه را به لرزه درآورد. به لرزه در آوردن پایه های تفکر غرب به خاطر بیش از نیم قرن سلطه گری تنها نیاز به دو سوال هوشمندانه داشت:&quot; 1- اگر هولوکاست اتفاق افتاده چرا اجازه تحقیق درباره آن را نمی دهید؟ 2- به فرض وقوع در اروپا چرا مسلمانان فلسطین باید تاوان آن را بدهند؟&quot; غرب تمام داشته های خود را که بر پایه هولوکاست استوار کرده بود در خطر می دید و باید به گونه ای با آن مقابله می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تشابه این دو موضوع از یک سو در حمله هوشمندانه احمدی نژاد به مواضع ناعادلانه طرف مقابل و ضربه شدید وارده به آنان است و از سوی دیگر به عکس العمل طرف مقابل این حرکت انقلابی برمی گردد. پنهان شدن پشت مفاهیمی چون حقوق بشر، دموکراسی و آزادی از سوی غرب بعد از تک احمدی نژاد به افسانه هولوکاست کاملا شبیه سنگر گرفتن عده ای خاص پشت سوابق انقلابی شخصیت هایی چون ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی است. با این تفاوت که این بار تنها یک سوال کفایت می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال پیروزی احمدی نژاد در این انتخابات نشان دهنده خواست عموم مردم ایران در باب عدالت اقتصادی است که رئیس جمهور منتخب باید به پشتوانه این اعتماد عمومی بی سابقه که به مدد جهت گیری منطبق با مسیر انقلاب برای وی به ارمغان آمده است با قدرت در پی برآورده کردن آن برآید اگر چه خواب عده ای آشفته شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 15:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک سوال</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;یــکــم :&lt;/FONT&gt; انتخابات امسال با همه انتخابات های قبلی فرق می کرد. برای من یه جوک بامزه بود چون نتیجه اش از قبل مشخص بود. پیروزی دکتر احمدی نژاد در این انتخابات نتیجه ای بود که هیچ نیازی به نظرسنجی برای فهمیدنش نداشت. این همه دست و پا زدن دیگر طرف های این انتخابات برای جمع کردن رای جالب ترین قسمت ماجرا و البته تاسف آور بود. چرا وقتی نتیجه کاملا مشخص بود اینهمه هزینه انتخابات کردند؟! مگه قرار بودبا انتخاب مجدد احمدی نژاد چه اتفاقی بیافته؟ چرا یه نفر&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;چند&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;صـــــد&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;میــــــــلــــــیــــــارد&lt;/FONT&gt; در انتخابات هزینه می کنه؟! آقای موسوی برای چه کسی احساس خطر کرده بود و چه کسی هزینه احساس خطر کردن را برایش تهیه کرد و در ازای اون چه انتظاری از او داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;دوم :&lt;/FONT&gt; الان که دیگه انتخابات و &lt;FONT color=#000000&gt;قلدربازی &lt;/FONT&gt;های بعد از اون هم تموم شد؛ ولی خوبه کسانی که به مهندس سید میر حسین موسوی خامنه رای دادند حداقل حالا کمی فکر کنند چرا نیاز بود که یک عامل &lt;FONT color=#000000&gt;انتحاری&lt;/FONT&gt; از طرف جریان بازنده وارد صحنه بشه؟ بعد از انتخابات از هرکسی که به موسوی رای داده بود این سوال را پرسیدم: &quot;در روند از نظر آقای موسوی مطلوب دوران اصلاحات و سازندگی چه گلی به سر جوانان زدند و چقدر از اموال ملت را در راه درست خرج کردند که ایشون می خواد بازهم به اون دوران برگردیم و همون افراد را دوباره سر کار بیاره؟&quot; هیچ جوابی نداد. شاید زمان تبلیغات فضای احساسی روی برخی اثر گذاشته بود؛ ولی الان دیگه شرایط فرق کرده و جواب دادن به این سوال زیاد زحمتی نداشته باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;ســوم :&lt;/FONT&gt; آقای موسوی از تصمیمش برای راه اندازی یه حزب یا گروه خبر دادند. این خبر ناخودآگاه ذهن را به طرف آقای کروبی و تاسیس حزب و روزنامه اعتماد ملی بعد از شکست در انتخابات قبل می بره. حساب باز کردن روی پایگاه ثابت در میان مردم یعنی همون رویه ای که کروبی در پیش گرفت و نتیجه اش را دید کاریه که ظاهرا موسوی خیال انجامش را داره. به نظر شما نتیجه بهتری از کروبی بدست میاره؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;چــهــارم :&lt;/FONT&gt; امیدوارم ماجرای اتفاق های اخیر مثل برخی مسائل از طرف مراجع مسئول بی پاسخ گذاشته نشه و این بار جواب شایسته ای فراخور حال به مسببینش – هرکسی که هستند – داده بشه و برخی از سیاسیون مثل برخی از جاسوس های محترم به ریش ملت نخندند. ظاهرا شورای نگهبان اولین قدم را برداشته.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 13:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من در ستاد دکتر احمدی نژاد</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی دونم چرا ولی تا جایی که یادم میاد همیشه از ستاد انتخاباتی بدم میومده و نظر بدی نسبت به ستادهای کاندیداها داشتم. مجلس و دولت و شوراها و هر جای دیگه هم برام فرقی نمی کرده. از پوستر هم بدم میومد چون کاندیداها برای عکس گرفتن فیگور می گیرن، یعنی تا جایی که می تونن سعی می کنن خودشونو جور دیگه ای نشون بدن. اصلا از تبلیغات بدم میاد چون حقیقت اولین قربانی اونه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به همین خاطر تا حالا برای کمک به هیچ ستاد انتخاباتی ای پا نذاشته بودم. حتی شده بود یه وقتایی که با رفقا از کنار یه ستادی رد می شدیم و بچه ها برای اینکه ببینن چه خبره می رفتن تو ولی من همون بیرون وای می ستادم تا برگردن. کلا تصویری که از ستاد انتخاباتی توی ذهن من نقش بسته بود یه جای کثیف بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حرف و حدیث ها و تبلیغات انتخابات امسال خیلی وقته که شروع شده. برام قابل قبول بود که احمدی نژاد برای تبلیغات صبر کنه تا زمان قانونی تبلیغات برسه و ستادهایش تبلیغات را شروع کنه. اینم که تبلیغاتش متفاوت از بقیه باشه قابل پیش بینی بود اما اینکه اصلاً تبلیغات نکنه منو شگفت زده کرد. برای همین دنبال ستادش نصف شهر و گشتم ببینم قضیه چیه. بالاخراه ستادشو پیدا کردم و تازه فهمیدم چه خبره!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یه مغازه که توش فقط یه میز و یه صندلی و دو تا تیکه تخته! کل تبلیغات توی مغازه هم یه سری جزوات و یه سری نشریه و یه تعداد سی دی و مقداری پارچه نوشته و سه تا پوستر سیاه سفید کوچیک بود که همشون را روی همون میز جا داده بود! حتی برای چسبوندن همون سه تا پوستر به شیشه مغازه نوار چسب نبود. برای نصب پارچه نوشته ها هم نه چوب داشتن نه نخ!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسئول ستاد گفت قراره تبلیغات برسه. یه دو ساعتی نوبتی روی همون یه دونه صندلی نشستیم منتظر باصطلاح پیک ستاد مرکزی. توی این مدت بعضیا میومدن که تبلیغات ببرن ولی چون چیزی برای بردن نبود دست از پا درازتر برمی گشتن. یه جوونی هم اومد گفت پارچه نوشته هایی که نصب کرده بودیم را آتش زدند! یه تعداد دیگه بدید. چون چوب نبود پارچه ها هم به دردش نخورد. بعد از دو ساعت باصطلاح پیک ستاد مرکزی اومد و یه ده تایی نشریه و یه مقدار سیم اورد! قول داد بعداز ظهر هم 100 تا پوستر A5 برامون بیاره! کلی بهش خندیدیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوضاع اونقدر اسفناک بود که هر کی هر چی می برد اسم و آدرس و شماره تلفنشو یادداشت می کردند و اقلام تبلیقاتی را که می برد ثبت می کردند مثلا: &quot;داریوش زمانی | نشریه + جزوات مفهومی + چند تا سی دی + 5 تا پارچه نوشته!&quot; نخ و چسب و هر چیزی که لازمه را هم خودت تهیه کن!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3561/3566268418_c1dc6b27ca_o.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 May 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تمام زورتون همین بود؟!</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دیروز مهندس موسوی اومده بود اصفهان و قرار بود یه ابراز وجود تبلیغاتی خفن ناک بکنه. یه هفته ای بود که پارچه های سبز مخملی برای اعلام این سخنرانی سطح شهر را پوشونده بود. خیلی از شور و علاقه ملت به این کهن نخست وزیر دوران دفاع مقدس و همچنین به حد انفجار رسیدن محل های سخنرانی ایشون شنیده بودم؛ به همین خاطر رفتم ببینم حقیقت داره یا نه. البته با رسول رفتم.&lt;BR&gt;برنامه شروع شد و اول سرود ملی و بعد تلاوت قرآن! به قول رسول ظاهراً اینا اول ایرانیند بعد مسلمون! وارد «مسجد سید» که شدیم دیدیم حیاط مسجد پر نشده. البته حوض بزرگ وسط مسجد هم طبیعتاً پر آب بود! خلاصه اعلام حضور باحالی بود.&lt;BR&gt;از سخنرانای مراسم باید بهتون بگم که پسر شهید بهشتی و آقای نکویی نامی که نفهمیدم کیه و چیکارس سخنرانی کردند و البته یه جوون حدوداً بیست ساله هم که ادعا می کرد شاگرد شجریانه در راستای توسعه سیاسی آواز رانی کرد! اونم توی مسجد... خدا به خیر کنه یه زمانی مساجد محل بحث های علمی بود و الان به برکت آقایان شده سالن کنسرت! فقط مونده بود &quot;دلم می خواد به اصفهان برگردم&quot; را استاد کنند!&lt;BR&gt;ایام فاطمیه هم که تقریباً کشک! سرودها و آهنگ های باحال و خودمونی یه طرف، سوت و کف و هورا و ... هم همون طرف. اوضاعی بود دیدنی. البته یکی دو بار ذوب شدگان در ولایت موسوی تکبیر هم سر دادن که ای کاش همون را هم نمی گفتن.&lt;BR&gt;ظاهراً تمام اونایی که از مناسب حکومتی برکنار شدند و دستشون از منابع دولتی کوتاه شده همه به موسوی امید بستن. به گفته یکی از حضار از جمله کسانی که اون بالا کنار موسوی وایستاده بود استاندار سابق اصفهان بود!&lt;BR&gt;فکر نکنم کسی از اونایی که رفته بودند چیز دست و حسابی ای شنیده باشند چون افراد حاضر یا به حرمت ایام عزای فاطمه زهرا (س) مدام جیغ و سوت و می کشدند و در حال شعار دادن بودند! یا اینکه گوششونو گرفته بودند که از صدای سوت دیگران کر نشوند.&lt;BR&gt;شعارها را هم که همه می دونن: &quot;دولت سیب زمینی نمی خواییم نمی خواییم&quot; ، &quot;نصر من الله و فتح قریب ... وای بر این دولت مردم فریب&quot; ، &quot;موسوی بیا که محمود بیچاره کرده ما را&quot; ، &quot;موسوی قهرمان امشب و اینجا بمان!&quot;&lt;BR&gt;از اینجا به بعدش دیگه خیلی جالب بود: مهندس سید میر حسین موسوی خامنهای دامت افاضاته اومد پشت تریبون و بعد سوت و کف و هورا و موسوی... موسوی... طرفداران بلند شد. بعد از ساکت شدن حضار موسوی گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. و باز هم همون شلوغ بازی از طرف حضار! بعدش یه ربع بیست دقیقه ای از جنگ و شهدای اصفهانی و از اینجور مسائل گفت تا رسید به بحث اصلی! دی دی دی دین...&lt;BR&gt;شروع کرد به بد و بیراه گفتن به دولت. تقریبا همشو از بر بودم و چیز جدیدی برای گفتن نداشت. تمام اون چیزایی را هم که توی برنامه تلویزیونیش گفت را هم نگفت. همون قضیه ابریشم زمان شاه عباس و پتانسیل تحریمی ابریشم! بنده خدا توی تاریخ گیر کرده و همچنان به اقتصاد دولتی پایبنده.&lt;BR&gt;نکته بسیار جالب برنامه علاقه طرفدارای میرحسین به خاک سیاه نشستن کشاورزا و تولید کننده های کشور و همچنین ابراز علاقه نسبت به بی اعتباری ایران در دنیا بود:&lt;BR&gt;مهندس موسوی: کشاورز ایرانی به خاک سیاه نشسته! طرفدارا: هورا !&lt;BR&gt;مهندس موسوی: تولید کننده ایرانی به خاک سیاه نشسته! طرفدارا: هورا !&lt;BR&gt;مهندس موسوی: گذرنامه ایرانی بی اعتبار شده! طرفدارا: هورا !&lt;BR&gt;و قص علی هذا !&lt;BR&gt;یادم میاد که بعد از بیانیه تهران اصلاحاتی ها کلی ذوق کرده بودند که اولین قدم را در پیوستن به WTO برداشتیم و کلی به نفعمون شد و از این اراجیف. همون طور که می دونید پیوستن به سازمان تجارت جهانی مستلزم آزاد سازی واردات است و به عبارتی دولت غلط می کند که بخواهد جلوی واردات کالایی را بگیرد. از طرف دیگر هنوز یادمان نرفته دولت اصلاحات در چندین مرحله و در راستای سیاست حمایت از تولید داخلی تعرفه های گمرکی را کاهش داد تا وضع تولید کنندگان داخلی از این رو به آن رو شود! حالا موسوی که از جمله دار و دسته دکتر خاتمی جون بود داره خودشو می کشه که چرا دولت جلو واردات را نمی گیره! بحث در این باره مفصله انشا الله بعداً&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به دست بند و دهن بند و سربند و دستمال و شال و تی شرت و مانتوی سبز مخملی اضافه کنید تسبیح سبز را نیز! احتمالاً در آینده ی نزدیک به پک تبلیغاتی آقایان جانماز سبز مخملی اعلا هم اضافه خواهد شد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از این مراسم یه بنده خدایی از قول ظریفی گفت: &quot;حالا ببینید کی تَقِش در میآد که احیاناً یه کارخونه داری کلی پارچه سبز رو دستش مونده و می خواد آب کنه یا اینکه کلی رنگ توی انبار داشته که تاریخ مصرفش در حال گذر بوده خواسته جنسشو آب کنه!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حکماً بعد از انتخابات هم می گن رنگ سبز خرابه جواب نمی ده! (مثل همون قضیه صندوق صدقات و تصادف و این حرفا)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;یه مطلب کاملاً نامربوط:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;حتما در مورد استفاده ی احمدی نژاد از امکانات دولتی شنیدید. دیروز از خیابون شمس آبادی رد می شدم که اینو دیدم و ازش عکس گرفتم:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm3.static.flickr.com/2438/3558387977_2228b9cd32_o.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3664/3559163136_16276b95d2_b.jpg&quot; target=_blank&gt;اندازه بزرگ تصویر را ببینید&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;بله همونطور که می بینید امکانات کارخانه ذوب آهن اصفهان که اصلا دولتی نیست در اختیار ستاد مهندس قرار گرفته!&lt;BR&gt;درضمن معنی سیاسی نکردن ورزش را هم فهمیدیم!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 10:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش دانشجویی حرف مفت نیست </title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;این مطلب را برای&lt;/FONT&gt; &lt;A href=&quot;http://www.iusnews.ir/index.php/articles/36-1388-02-05-09-04-32/179-1388-02-28-09-21-00.html&quot; target=_blank&gt;خبرنامه دانشجویان ایران&lt;/A&gt; &lt;FONT color=#3300ff&gt;نوشتم. در آینده خبرهای بیشتری درباره ی این خبرنامه خواهید شنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تاریخ معاصر ایران به خوبی گویای حضور پر رنگ و تاثیرگذار جنبش دانشجویی مسلمان در رویدادهای مهم و سرنوشت ساز کشور می باشد که حتی گاه دامنه ی تاثیرگذاری آن محدود به مرزهای جغرافیایی کشور هم نشده و آثار این قدرت را در تحوّلات فراسوی مرزها نیز شاهد بودیم. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که با تأسی از موضع قاطعانه ی امام خمینی (ره) و به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی شیطان بزرگ و به دست دانشجویان مسلمان صورت گرفت بهترین شاهد بر این مدعاست به طوری که &quot;باب وو داورد&quot; در کتاب&quot;سایه شوم واتر گیت&quot; شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تحت تاثیر این حرکت انقلابی دانشجویان دانسته است. &lt;BR&gt;قدرت تاثیرگذاری، تصمیم سازی و جریان سازی جریان جنبش دانشجویی مسئله ای نیست که احزاب و گروه ها و جریان های سیاسی بتوانند از آن براحتی چشم بپوشند و در رقابت های انتخاباتی روی این مؤلفه ی مؤثر حسابی باز نکنند. اقدامات گروه های سیاسی برای کانالیزه کردن قدرت این جریان در راستای منافعشان گواه روشنی بر اشتهای سیری ناپذیر احزاب برای مکیدن شیره جنبش دانشجویی است. که البته این رویکرد نتایج تلخی را برای این جنبش به ارمغان آورده است.&lt;BR&gt;نگاه ابزاری به دانشجو و تشکل های دانشجویی به خوبی در صحبت ها و رفتار سیاسیون نمایانگر است. &quot;حرف مفت&quot; شمردن جنبش دانشجویی آنهم بعد از آنکه از بخشی از جنبش دانشویی به مثابه پله ای برای رسیدن به صندلی قدرت استفاده شد نکات بسیاری را در خود نهفته دارد. بی اعتبار شدن احزاب سیاسی در نظر تشکل های دانشجویی که بی تاثیر از این نگاه و سوءاستفاده های متعاقب آن نیست، باعث گردیده این تشکل ها برای خود در ارتباط با احزاب حریم و منطقه ممنوعه ای قائل شوند و کارکردی متفاوت را در رویدادهای سیاسی برگزینند. تاکید برشاخصه های مسئولین از منظر ارزش های اسلامی و قرار گرفتن در موضع منتقدانه نسبت به عملکرد مسئولان اجرایی کشور، مهمترین نقشی است که جنبش دانشجویی مسلمان در صحنه سیاست کشور برای خود تعریف کرده است. این رویکرد که از استقلال سیاسی جنبش دانشجویی سرچشمه می گیرد و تا حدود زیادی راه سوءاستفاده سیاسی را سد کرده، به مذاق احزاب سیاسی خوش نیامده و آنان را به چاره جویی وا داشته است.&lt;BR&gt;تحرکاتی چون انتشار بیانیه ها و نامه های سرگشاده با جعل عناوین تشکل های دانشجویی که هرازگاهی در رسانه هایی خاص منتشر می شود و یا به صحنه آوردن گروه های باصطلاح دانشجویی خودساخته و بی پشتوانه به میدان سیاست و اقداماتی از این دست که برای پر کردن خلاء وجود حامیان با اصالت صورت می گیرد به خوبی نمایانگر حفظ استقلال سیاسی مجموعه های دانشجویی از بازی های سیاسی است و نشانه ای است که صحت مسیر در پیش گرفته شده از سوی این جریان را تایید می کند.&lt;BR&gt;از سوی دیگر این دست و پا زدن ها و به میدان آوردن عناوین معجول و خود ساخته از سوی گروه های سیاسی خاص در رقابت های انتخاباتی برای استفاده ی له و یا علیه فرد، افراد و یا جریانی سیاسی، نمایشگر استیصال این احزاب در تلاش برای همراه کردن مجدد جنبش دانشجویی با خود می باشد.&lt;BR&gt;احزاب که از نقش مؤثر جنبش دانشجویی مسلمان در دانشگاه و به تبع آن در جامعه آگاه هستند و بازخورد منفی این تبرا جستن برای آنان ملموس است، در تکاپو برای پوشش ظاهری این نقیصه هم که شده دست به دامن تشکل های موهومی شده اند و جعل عناوین تشکل های اصیل و ریشه دار را در دستور کار خود قرار داده اند. کار سختی نیست که عده ای در اتاقی نشسته و هر چند روز یکبار نامه ای سرگشاده خطاب به این و آن بنویسند و آن را با جعل و یا ابداع عناوین مختلف امضاء کنند. رسانه هایی هم هستند که خوراک هر روزه ی آنها مطالبی از این دست و گزافه گویی های خلاف واقع است.&lt;BR&gt;سوءاستفاده از اعتبار جنبش دانشجویی برای کسب وجهه در جامعه دانشجویی کارکردیست که برای اینگونه نامه های گاه و بیگاه مقرر شده است. اما این ماموریتی است که هم مسیر آن به ناکجا آباد است هم مَرکب لنگ آن ناتوان از طی این طریق است و به واقع ماموریتی غیرممکن است. این گونه تحرکات عایدی جز از دست رفتن بیشتر اعتبار و حیثیت ایشان در جامعه نخواهد داشت.&lt;BR&gt;جا دارد این مجموعه های سیاسی به این سوال پاسخ دهند که آیا هنوز هم معتقدید که جنبش دانشجویی حرف مفت است و پشتوانه تئوریک ندارد؟ آیا هنوز هم بر این باورید که به جنبش دانشجویی نمی توان اعتماد کرد؟ که اگر هنوز بر این اعتقادید آیا فکر نمی کنید که این پشتیبانی ها از اعتبار شما می کاهد؟ آیا فکر نمی کنید که این بیانیه ها هم حرف مفت است؟ آیا فکر نمی کنید با این طناب های نامطمئن نمی توان به درون چاه رفت؟&lt;BR&gt;شاید مصادره به مطلوب کردن افکار کسانی که جایگاه ویژه ای در افکار عمومی دارند و اکنون در بین ما نیستند با تعریف کردن خاطره های دو نفره (!) کار بسیار آسانی باشد ولی مصادره کردن اسامی تشکل های دانشجویی که حی و حاضرند و حضوری فعال در صحنه دارند برای ممهور کردن پای بیانیه های صادره از اتاق پشتی به طور حتم هزینه بردار است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 May 2009 21:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ابرها منتظر اشاره ی موسوی هستند تا ببارند!</title>
<link>http://massir.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جان هرکسی که دوستش دارید رعایت کنید. با این باصطلاح سیاسیون و حامیان کاندیداها و خود کاندیداها هستم. ایام فاطمیه و در عزای آیت الله بهجت که نباید از پشت تریبون ها مدام جوک تعریف کنید و ملت را بخندانید! هر چیزی حدی دارد. حداقل حرمت این ایام را نگه دارید. تبلیغات جای خودش؛ چرا لطیفه تعریف می کنید؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;احتمالا شما هم شنیده اید. آنقدر در جَو فرو رفته اند و می خواهند بر احساسات مردم موج سواری کنند که حواسشان نیست چه می گویند و چه شعاری می دهند و از چه چیزی دم می زنند. می توانم تصور کنم در این جلسات برای دو تا کف و سوت بیشتر چطور خودشان را تکان تکان می دهند و چه انگشت ها در هوا می چرخانند و احتمالا مشت ها که بر میزها می کوبند و در کل چه غربتی بازی هایی که در نمی آورند. آنچنان داد و هوار می کنند و ننه من غریبم بازی به راه می اندازند که آدم می ترسد هماجا تلف شود و بیافتد روی دستت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باور کنید مسخره نمی کنم این را بخوانید و تصور کنید با چه حالتی گفته شده: &quot;ما به ميرحسين موسوي رأي مي‌دهيم كه در تابستان برق و در زمستان گاز داشته باشيم.&quot; احساس نمی کنید کسی که این ها را در مناظره می گوید دارد از اعماقش فریاد می کشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا واقعا میرحسین که بیاید در تابستان برق و در زمستان گاز خواهیم داشت؟ چه کسی مانده که نداند قطع برق در تابستان گذشته به خاطر خشکسالی و کم شدن ذخایر آب پشت سدها بوده که بسیاری از نیرو گاه های برق - آبی کشور را از مدار خارج کرده بود؟ یعنی آقایان اینقدر احساسات بر عقلشان مسلط شده که این را هم متوجه نمی شوند یا خود را به تجاهل زده اند؟ یعنی میرحسین دستور می دهد ابرها ببارند تا سدها پر آب شوند و برق ما قطع نشود؟ یا اینکه برق سه دهک پایین جامعه را قطع می کند تا شما برق داشته باشید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یعنی زمانی که موسوی برسر کار بود تمام ملت گاز داشتند که حالا که احمدی نژاد بر سر کار است گاز ندارند؟ در دولت موسوی که هیچ... تا زمان خاتمی هم هیچ فکری برای کپر نشین های کرمان نکرده بودند و به عبارت بهتر ملت خانه نداشتند که بخواهند فکر گازش باشند. هنوز یادمان نرفته که احمدی نژاد تازه آستین هایش را بالا زده بود و داشت گیوه هایش را ور می کشید تا برای روستاهای دور افتاده مملکت آب ببرد که داد و هوارشان بلند شد که &quot;نباید انتظار مردم را بالا برد&quot; و چه قشنگ جوابشان را داد: &quot;مگر مردم از ما چه خواستند که انتظارشان را بالا بردیم؟! مردم آب می خواهند&quot; بله دوستان گرام؛ در دولت های شما به مردم آب نمی رساندند تا نکند انتظارشان بالا برود... چه برسد به اینکه گاز داشته باشند که نگران قطع شدنش باشند یا نباشند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما هم خیلی دلمان می خواهد در اوج خشکسالی که آبی ته مخازن آب باقی نمانده برقمان قطع نشود؛ ولی می شود حداقل زمانی که با احساسات تمام از آرزوی قطع نشدن برق می گویید راه محقق شدنش را هم بگویید؟ می شود بگویید تا ما هم بدانیم با سدهای خالی از آب چگونه برق تولید می کنید؟ با تنش زداییتان می خواهید انرژی هسته ای را هم ازمان بگیرید و باید قید ساخت نیروگاه های برق هسته ای را هم بزنیم تا نکند چهره مان در دنیا یه طوری شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راستی شما از همانهایی نیستید که می گفتید برای توسعه کشور لاجرم عده ای باید در زیر چرخ های توسعه قربانی شوند؟ نکند راه حلتان این است که چند ملیونی را از محاسبات توسعه خود خارج کنید و ولشان کنید به امان خدا تا لازم نباشد فکر آب و برقشان باشید و بچسبید به همان توسعه شمال تهران و مدیرانتان را بفرستید به تریپ های چند هفته ای خارج کشور تا با ذهنی راحت و بدون دغدغه بمدیریتند و 500 میلیون تومان اختلاس در یک پروژه عمرانی را معمولی و یا حتی لازم بدانند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طوری نیست، تبلیغات کنید آنهم پیش از مهلت قانونی و فریاد بزنید واقانونا...! اشکالی ندارد، به مساجد بروید و بگویید مساجد نباید محل تبلیغات انتخابات شود! مهم نیست، در سفرهای انتخاباتیتان از پشت پنجره اتومبیل تان برای مردم بای بای کنید و بگویید سفرهای استانی کلی هزینه دارد و کلا چیز بدی است ولی چه می شود کرد ما هم ادامه می دهیم و برای اینکه هزینه اش کم شود مردم را دنبال خود نمی دوانیم! بگویید، هرچه می خواهید در ذم این دولت و روش مقبول مملکت داری اش بگویید، ولی شما را به جان عزیزتان قسم می دهم دیگر جوک نگویید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;یک مطلب کاملاً نامربوط:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به لپ های مهندس موسوی و حجت السلام خاتمی دقت کنید...  چه می بینید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;به لپ های موسوی و خاتمی توجه کنید.&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3256/3544731155_58971c6e6b.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 09:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=massir&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>massir</dc:creator>
<guid>http://massir.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
