">
یــکــم : انتخابات امسال با همه انتخابات های قبلی فرق می کرد. برای من یه جوک بامزه بود چون نتیجه اش از قبل مشخص بود. پیروزی دکتر احمدی نژاد در این انتخابات نتیجه ای بود که هیچ نیازی به نظرسنجی برای فهمیدنش نداشت. این همه دست و پا زدن دیگر طرف های این انتخابات برای جمع کردن رای جالب ترین قسمت ماجرا و البته تاسف آور بود. چرا وقتی نتیجه کاملا مشخص بود اینهمه هزینه انتخابات کردند؟! مگه قرار بودبا انتخاب مجدد احمدی نژاد چه اتفاقی بیافته؟ چرا یه نفر چند صـــــد میــــــــلــــــیــــــارد در انتخابات هزینه می کنه؟! آقای موسوی برای چه کسی احساس خطر کرده بود و چه کسی هزینه احساس خطر کردن را برایش تهیه کرد و در ازای اون چه انتظاری از او داشت؟
دوم : الان که دیگه انتخابات و قلدربازی های بعد از اون هم تموم شد؛ ولی خوبه کسانی که به مهندس سید میر حسین موسوی خامنه رای دادند حداقل حالا کمی فکر کنند چرا نیاز بود که یک عامل انتحاری از طرف جریان بازنده وارد صحنه بشه؟ بعد از انتخابات از هرکسی که به موسوی رای داده بود این سوال را پرسیدم: "در روند از نظر آقای موسوی مطلوب دوران اصلاحات و سازندگی چه گلی به سر جوانان زدند و چقدر از اموال ملت را در راه درست خرج کردند که ایشون می خواد بازهم به اون دوران برگردیم و همون افراد را دوباره سر کار بیاره؟" هیچ جوابی نداد. شاید زمان تبلیغات فضای احساسی روی برخی اثر گذاشته بود؛ ولی الان دیگه شرایط فرق کرده و جواب دادن به این سوال زیاد زحمتی نداشته باشه.
ســوم : آقای موسوی از تصمیمش برای راه اندازی یه حزب یا گروه خبر دادند. این خبر ناخودآگاه ذهن را به طرف آقای کروبی و تاسیس حزب و روزنامه اعتماد ملی بعد از شکست در انتخابات قبل می بره. حساب باز کردن روی پایگاه ثابت در میان مردم یعنی همون رویه ای که کروبی در پیش گرفت و نتیجه اش را دید کاریه که ظاهرا موسوی خیال انجامش را داره. به نظر شما نتیجه بهتری از کروبی بدست میاره؟
چــهــارم : امیدوارم ماجرای اتفاق های اخیر مثل برخی مسائل از طرف مراجع مسئول بی پاسخ گذاشته نشه و این بار جواب شایسته ای فراخور حال به مسببینش – هرکسی که هستند – داده بشه و برخی از سیاسیون مثل برخی از جاسوس های محترم به ریش ملت نخندند. ظاهرا شورای نگهبان اولین قدم را برداشته.