">
دیروز مهندس موسوی اومده بود اصفهان و قرار بود یه ابراز وجود تبلیغاتی خفن ناک بکنه. یه هفته ای بود که پارچه های سبز مخملی برای اعلام این سخنرانی سطح شهر را پوشونده بود. خیلی از شور و علاقه ملت به این کهن نخست وزیر دوران دفاع مقدس و همچنین به حد انفجار رسیدن محل های سخنرانی ایشون شنیده بودم؛ به همین خاطر رفتم ببینم حقیقت داره یا نه. البته با رسول رفتم.
برنامه شروع شد و اول سرود ملی و بعد تلاوت قرآن! به قول رسول ظاهراً اینا اول ایرانیند بعد مسلمون! وارد «مسجد سید» که شدیم دیدیم حیاط مسجد پر نشده. البته حوض بزرگ وسط مسجد هم طبیعتاً پر آب بود! خلاصه اعلام حضور باحالی بود.
از سخنرانای مراسم باید بهتون بگم که پسر شهید بهشتی و آقای نکویی نامی که نفهمیدم کیه و چیکارس سخنرانی کردند و البته یه جوون حدوداً بیست ساله هم که ادعا می کرد شاگرد شجریانه در راستای توسعه سیاسی آواز رانی کرد! اونم توی مسجد... خدا به خیر کنه یه زمانی مساجد محل بحث های علمی بود و الان به برکت آقایان شده سالن کنسرت! فقط مونده بود "دلم می خواد به اصفهان برگردم" را استاد کنند!
ایام فاطمیه هم که تقریباً کشک! سرودها و آهنگ های باحال و خودمونی یه طرف، سوت و کف و هورا و ... هم همون طرف. اوضاعی بود دیدنی. البته یکی دو بار ذوب شدگان در ولایت موسوی تکبیر هم سر دادن که ای کاش همون را هم نمی گفتن.
ظاهراً تمام اونایی که از مناسب حکومتی برکنار شدند و دستشون از منابع دولتی کوتاه شده همه به موسوی امید بستن. به گفته یکی از حضار از جمله کسانی که اون بالا کنار موسوی وایستاده بود استاندار سابق اصفهان بود!
فکر نکنم کسی از اونایی که رفته بودند چیز دست و حسابی ای شنیده باشند چون افراد حاضر یا به حرمت ایام عزای فاطمه زهرا (س) مدام جیغ و سوت و می کشدند و در حال شعار دادن بودند! یا اینکه گوششونو گرفته بودند که از صدای سوت دیگران کر نشوند.
شعارها را هم که همه می دونن: "دولت سیب زمینی نمی خواییم نمی خواییم" ، "نصر من الله و فتح قریب ... وای بر این دولت مردم فریب" ، "موسوی بیا که محمود بیچاره کرده ما را" ، "موسوی قهرمان امشب و اینجا بمان!"
از اینجا به بعدش دیگه خیلی جالب بود: مهندس سید میر حسین موسوی خامنهای دامت افاضاته اومد پشت تریبون و بعد سوت و کف و هورا و موسوی... موسوی... طرفداران بلند شد. بعد از ساکت شدن حضار موسوی گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. و باز هم همون شلوغ بازی از طرف حضار! بعدش یه ربع بیست دقیقه ای از جنگ و شهدای اصفهانی و از اینجور مسائل گفت تا رسید به بحث اصلی! دی دی دی دین...
شروع کرد به بد و بیراه گفتن به دولت. تقریبا همشو از بر بودم و چیز جدیدی برای گفتن نداشت. تمام اون چیزایی را هم که توی برنامه تلویزیونیش گفت را هم نگفت. همون قضیه ابریشم زمان شاه عباس و پتانسیل تحریمی ابریشم! بنده خدا توی تاریخ گیر کرده و همچنان به اقتصاد دولتی پایبنده.
نکته بسیار جالب برنامه علاقه طرفدارای میرحسین به خاک سیاه نشستن کشاورزا و تولید کننده های کشور و همچنین ابراز علاقه نسبت به بی اعتباری ایران در دنیا بود:
مهندس موسوی: کشاورز ایرانی به خاک سیاه نشسته! طرفدارا: هورا !
مهندس موسوی: تولید کننده ایرانی به خاک سیاه نشسته! طرفدارا: هورا !
مهندس موسوی: گذرنامه ایرانی بی اعتبار شده! طرفدارا: هورا !
و قص علی هذا !
یادم میاد که بعد از بیانیه تهران اصلاحاتی ها کلی ذوق کرده بودند که اولین قدم را در پیوستن به WTO برداشتیم و کلی به نفعمون شد و از این اراجیف. همون طور که می دونید پیوستن به سازمان تجارت جهانی مستلزم آزاد سازی واردات است و به عبارتی دولت غلط می کند که بخواهد جلوی واردات کالایی را بگیرد. از طرف دیگر هنوز یادمان نرفته دولت اصلاحات در چندین مرحله و در راستای سیاست حمایت از تولید داخلی تعرفه های گمرکی را کاهش داد تا وضع تولید کنندگان داخلی از این رو به آن رو شود! حالا موسوی که از جمله دار و دسته دکتر خاتمی جون بود داره خودشو می کشه که چرا دولت جلو واردات را نمی گیره! بحث در این باره مفصله انشا الله بعداً
پی نوشت:
به دست بند و دهن بند و سربند و دستمال و شال و تی شرت و مانتوی سبز مخملی اضافه کنید تسبیح سبز را نیز! احتمالاً در آینده ی نزدیک به پک تبلیغاتی آقایان جانماز سبز مخملی اعلا هم اضافه خواهد شد!
بعد از این مراسم یه بنده خدایی از قول ظریفی گفت: "حالا ببینید کی تَقِش در میآد که احیاناً یه کارخونه داری کلی پارچه سبز رو دستش مونده و می خواد آب کنه یا اینکه کلی رنگ توی انبار داشته که تاریخ مصرفش در حال گذر بوده خواسته جنسشو آب کنه!"
حکماً بعد از انتخابات هم می گن رنگ سبز خرابه جواب نمی ده! (مثل همون قضیه صندوق صدقات و تصادف و این حرفا)
یه مطلب کاملاً نامربوط:
حتما در مورد استفاده ی احمدی نژاد از امکانات دولتی شنیدید. دیروز از خیابون شمس آبادی رد می شدم که اینو دیدم و ازش عکس گرفتم:
بله همونطور که می بینید امکانات کارخانه ذوب آهن اصفهان که اصلا دولتی نیست در اختیار ستاد مهندس قرار گرفته!
درضمن معنی سیاسی نکردن ورزش را هم فهمیدیم!