تبليغاتX
 موسوي را محاكمه كنيد مسیر : نوشته های داریوش زمانی

  ابرها منتظر اشاره ی موسوی هستند تا ببارند!

جان هرکسی که دوستش دارید رعایت کنید. با این باصطلاح سیاسیون و حامیان کاندیداها و خود کاندیداها هستم. ایام فاطمیه و در عزای آیت الله بهجت که نباید از پشت تریبون ها مدام جوک تعریف کنید و ملت را بخندانید! هر چیزی حدی دارد. حداقل حرمت این ایام را نگه دارید. تبلیغات جای خودش؛ چرا لطیفه تعریف می کنید؟!

احتمالا شما هم شنیده اید. آنقدر در جَو فرو رفته اند و می خواهند بر احساسات مردم موج سواری کنند که حواسشان نیست چه می گویند و چه شعاری می دهند و از چه چیزی دم می زنند. می توانم تصور کنم در این جلسات برای دو تا کف و سوت بیشتر چطور خودشان را تکان تکان می دهند و چه انگشت ها در هوا می چرخانند و احتمالا مشت ها که بر میزها می کوبند و در کل چه غربتی بازی هایی که در نمی آورند. آنچنان داد و هوار می کنند و ننه من غریبم بازی به راه می اندازند که آدم می ترسد هماجا تلف شود و بیافتد روی دستت.

باور کنید مسخره نمی کنم این را بخوانید و تصور کنید با چه حالتی گفته شده: "ما به ميرحسين موسوي رأي مي‌دهيم كه در تابستان برق و در زمستان گاز داشته باشيم." احساس نمی کنید کسی که این ها را در مناظره می گوید دارد از اعماقش فریاد می کشد؟

آیا واقعا میرحسین که بیاید در تابستان برق و در زمستان گاز خواهیم داشت؟ چه کسی مانده که نداند قطع برق در تابستان گذشته به خاطر خشکسالی و کم شدن ذخایر آب پشت سدها بوده که بسیاری از نیرو گاه های برق - آبی کشور را از مدار خارج کرده بود؟ یعنی آقایان اینقدر احساسات بر عقلشان مسلط شده که این را هم متوجه نمی شوند یا خود را به تجاهل زده اند؟ یعنی میرحسین دستور می دهد ابرها ببارند تا سدها پر آب شوند و برق ما قطع نشود؟ یا اینکه برق سه دهک پایین جامعه را قطع می کند تا شما برق داشته باشید؟

یعنی زمانی که موسوی برسر کار بود تمام ملت گاز داشتند که حالا که احمدی نژاد بر سر کار است گاز ندارند؟ در دولت موسوی که هیچ... تا زمان خاتمی هم هیچ فکری برای کپر نشین های کرمان نکرده بودند و به عبارت بهتر ملت خانه نداشتند که بخواهند فکر گازش باشند. هنوز یادمان نرفته که احمدی نژاد تازه آستین هایش را بالا زده بود و داشت گیوه هایش را ور می کشید تا برای روستاهای دور افتاده مملکت آب ببرد که داد و هوارشان بلند شد که "نباید انتظار مردم را بالا برد" و چه قشنگ جوابشان را داد: "مگر مردم از ما چه خواستند که انتظارشان را بالا بردیم؟! مردم آب می خواهند" بله دوستان گرام؛ در دولت های شما به مردم آب نمی رساندند تا نکند انتظارشان بالا برود... چه برسد به اینکه گاز داشته باشند که نگران قطع شدنش باشند یا نباشند!

ما هم خیلی دلمان می خواهد در اوج خشکسالی که آبی ته مخازن آب باقی نمانده برقمان قطع نشود؛ ولی می شود حداقل زمانی که با احساسات تمام از آرزوی قطع نشدن برق می گویید راه محقق شدنش را هم بگویید؟ می شود بگویید تا ما هم بدانیم با سدهای خالی از آب چگونه برق تولید می کنید؟ با تنش زداییتان می خواهید انرژی هسته ای را هم ازمان بگیرید و باید قید ساخت نیروگاه های برق هسته ای را هم بزنیم تا نکند چهره مان در دنیا یه طوری شود!

راستی شما از همانهایی نیستید که می گفتید برای توسعه کشور لاجرم عده ای باید در زیر چرخ های توسعه قربانی شوند؟ نکند راه حلتان این است که چند ملیونی را از محاسبات توسعه خود خارج کنید و ولشان کنید به امان خدا تا لازم نباشد فکر آب و برقشان باشید و بچسبید به همان توسعه شمال تهران و مدیرانتان را بفرستید به تریپ های چند هفته ای خارج کشور تا با ذهنی راحت و بدون دغدغه بمدیریتند و 500 میلیون تومان اختلاس در یک پروژه عمرانی را معمولی و یا حتی لازم بدانند؟!

طوری نیست، تبلیغات کنید آنهم پیش از مهلت قانونی و فریاد بزنید واقانونا...! اشکالی ندارد، به مساجد بروید و بگویید مساجد نباید محل تبلیغات انتخابات شود! مهم نیست، در سفرهای انتخاباتیتان از پشت پنجره اتومبیل تان برای مردم بای بای کنید و بگویید سفرهای استانی کلی هزینه دارد و کلا چیز بدی است ولی چه می شود کرد ما هم ادامه می دهیم و برای اینکه هزینه اش کم شود مردم را دنبال خود نمی دوانیم! بگویید، هرچه می خواهید در ذم این دولت و روش مقبول مملکت داری اش بگویید، ولی شما را به جان عزیزتان قسم می دهم دیگر جوک نگویید!

یک مطلب کاملاً نامربوط:

به لپ های مهندس موسوی و حجت السلام خاتمی دقت کنید...  چه می بینید؟

به لپ های موسوی و خاتمی توجه کنید.

لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در سه شنبه 1388/02/29 و ساعت 13:22 |