">
شب گذشته شبکه خبر میزگرد زنده ای را ترتیب داده بود که در نوع خودش جدید و جالب بود. میهمانان جالبی را هم دعوت کرده بودند. گذشته از مجری اش، آقای عنادی و دو میهمان از چهار میهمان آن برنامه آقای محبیان(اگر اشتباه نکرده باشم) و آن دیگری که مانند قبلی اسمش را هم نشنیده بودم و الان هم به یاد ندارم، حضور آقای حاجی بابایی و زیباکلام در این میزگرد باعث شده بود که در میان میزگرد مناظره ای میان این دو نفر در بگیرد.
نمی دانم چند نفر این باصطلاح میزگرد را دیدند. اما من بسیار ناراحت و شاید بتوان گفت عصبانی هستم آنهم به شدت! البته نه از دست صدا و سیما برای پخش چنین میزگردها و یا مناظراتی که از نظر من جای خالی این گونه برنامه ها در تلویزیون خالی است. مردیم از بس پای برنامه هایی خوابمان برد که چند نفر که با هم کمترین اختلاف نظر را دارند آمدند و به اسم بحث چالشی گفتگو کردند اسم برنامه را هم گذاشتند گفتمان چی چیَک!!
از دست مجری برنامه عصبانی هستم که چرا در همان ابتدای برنامه اینگونه منفعلانه در برابر حمله ی زیباکلام به برنامه که هدف آن را از پیش تعیین شده دانست و گفت: شما طوری سوال می پرسید که ما حتما باید آمریکا را محکوم کنیم؛ دست هایش را به نشانه تسلیم بالا برد و کم مانده بود بوسه ای هم نثار دست زیباکلام برای عذرخواهی کند. جناب آقای عنادی چه اتفاقی می افتاد اگر بدون اینکه دست و پایت را گم کنی خطاب به زیباکلام می گفتی شما را برای این دعوت کرده ایم که نظرت را بگویی و از عقیده ات دفاع کنی. چه می شد اگر میگفتی حتی اگر اینگونه است که شما می گویی، شما تحت تاثیر قرار نگیر و حرفت را بزن. حتما باید او را در ابتدای برنامه طلبکار و مظلوم نشان میدادی؟
البته از دست سایر عوامل برنامه هم عصبانیم. با فرض اینکه ناظرانی که در برنامه حضور داشتند و دانشجو معرفی شده بودند به واقع دانشجو بودند؛ آیا واقعا در دعوت از دانشجویان، دانشجویان حزب اللهی را هم دعوت کرده بودید؟ آیا واقعا در بین دانشجویان نبودند کسانی که از گفتمان انقلاب دفاع کنند؟ آیا واقعا کسی که اینقدر تحلیل سیاسی ندارد که در مقام طلبکار از زیبا کلام -و نه حاجی بابایی و یا دیگران- می پرسد دشمنی ایران و آمریکا چه فایده ای دارد و آیا بهتر نیست به این وضع خاتمه دهیم، شایستگی این را دارد که به عنوان نماینده جامعه دانشجویی معرفی شود؟ آیا واقعا جامعه دانشجویی ایران آنطور که شما نشان دادید تماما سینه چاک برقراری رابطه با آمریکاست؟
از دست حاجی بابایی عصبانیم که بلد نیست دفاع کند و در برابر حمله ی زیباکلام آنچنان که شایسته نظام است حرف نمیزند و کم مانده که به تته پته بیافتد. از دست محبیان که بدون اینکه بداند یا حداقل بروز دهد که خواست جمهوری اسلامی ایران برای تغییر در آمریکا چیست ژست روشنفکری می گیرد و تغییر را قبول می کند. از دست آن میهمان چهارم که تقریبا فرقی با صندلی ای که رویش نشسته بود نداشت!
عصبانیم که وقتی زیباکلام پرچمداری ایران در مبارزه با نظام سلطه را به مضحکه می گیرد و با طعنه به مسئولین میگوید از خواب سردمداری مقابله با شیطان بزرگ بیدار شوید، حاجی بابایی و دیگران زبان در کام گرفته و واقعیت امروز جهان را به رخش نمی کشد و او را به نگاه در شرایط جهان که حتی آمریکا را هم مجبور به التماس برای رابطه با ایران کرده فرا نمی خواند.
عصبانیم از حاضران در جلسه که باصطلاح مدعیان دفاع از نظامند و در برابر نفی آشکار دخالت آمریکایی ها در جنگ عراق بر علیه ایران از سوی زیباکلام ساکت می نشینند و اعتراف صریح و رسمی مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق ایالات متحده درباره دخالت در جنگ تحمیلی را به او گوشزد نمی کنند و همانجا دروغ گویی اش را به رخش نمی کشند.
برای این عصبانیم که وقتی زیباکلام برای تنزیه آمریکا از دخالت در جنگ تحمیلی هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران را نامربوط به جنگ ایران و عراق می داند به او حمله نمی کنند که اولا پس به چه دلیل آمریکا این جنایت را در حق مردم ایران انجام داد؟ و دوما گیریم که ربطی به جنگ تحمیلی نداشته باشد، آیا این جنایت جزو لیست جنایات مستمر آمریکا برعلیه ایران قرار نمی گیرد؟ چرا از او نپرسیدید که هدفش از نامربوط دانستن این جنایت آشکار به جنگ تحمیلی چه بوده است و به کدام حق برای ترسیم چهره ای فرشته گون از آمریکای جانی این دلیل مسخره را مطرح کردی؟
عصبانیم که وقتی که زیبا کلام منافع ملی را در برابر آرمان ها و ایدئولوژی تعریف می کند و می گوید در سیاست خارجی یا باید به دنبال منافع ملیمان باشیم یا به دنبال آرمان ها و ایدئولوژیمان؛ هیچ کسی در آن جمع به او اعتراض نمی کند که مگر ایدئولوژیمان در تضاد با منافع ملیمان است که حالا باید به خاطر منافع ملی از ایدئولوژیمان دست بکشیم؟ مگر قبل از آنقلاب که ایدئولوژیمان را بوسیده بودیم و در طاقچه گذاشته بودیم منافع ملیمان بر مرادمان بود؟ مگر در جنگ که از ایدئولوژیمان پیروی کردیم منافع ملیمان تامین نشد که حالا باید یکی از این دو را برگزینیم؟
از دست خود زیبا کلام هم عصبانیم. نه به خاطر اینکه عاشقانه وقوع مثبت تغییرات در آمریکا به نفع ایران را تایید می کرد، چرا که اینگونه افراد وجودشان در عرصه وابسته به این گونه موضعگیری هاست. از دستش عصبانیم که به چه حقی و بر اساس کدام منفعت ملی جامعه ایران را جامعه عقب مانده خطاب کرده و با کمال پر رویی و وقاحت در صدا و سیما و در مقام استاد دانشگاه سخنرانی می کند و به روی مبارک هم نمی آورد؟
اما در کل و با وجود اینهمه عصبانیت، خوشحالم. به خاطر اینکه بعد از مدتها صدا و سیما به برگزاری مناظره های زنده رو آورده و امیدوارم این جو ادامه داشته باشد و محدود به انتخابات نباشد. هرچه این قبیل مناظره ها بیشتر شود و البته مناظره تر از اینی که دیشب برگزار شد شود باعث خواهد شد که نقاب از چهره افراد و گروه ها و احزاب برداشته شود و سطح آگاهی مردم نسبت به حقیقت جریان های فکری و سیاسی بیشتر شود. این حقانیت انقلاب اسلامی ایران را بیش از پیش نمایان می کند. اما به یک شرط ...
به شرط آنکه از افرادی برای دفاع از انقلاب آرمانهایش دعوت شود که به واقع توانایی و شایستگی دفاع را داشته باشند. نه اینکه به بلند شدن صدای طرف مقابل رنگ از رخسارشان بپرد و یادشان برود برای چه آمده اند و چه باید بگویند.
اما خطاب به آقای حاجی بابایی: عزیز دلم، قربان شکلت بروم، نکن... دفاع نکن ... تو که نمی توانی، دفاع نکن ... توکه بلد نیستی جواب بدهی در مناظره شرکت نکن.
و در پایان خطاب به صدا و سیما: باور کنید وظیفه شما دفاع از آرمان های اسلام و انقلاب و ترویج و تبلیغ آن است. به هر آنچه قبول دارید و می پرستید اگر در این راه از بهترین افراد در اینگونه برنامه ها دعوت کنید نه تنها به طرفداری متهم نمی شوید بلکه مردم -و نه نمایندگان مجلس- قدردان شما خواهند شد. باور کنید به جای این مجسمه هایی که برای دفاع از انقلاب ردیف کرده بودید هستند کسانی که چنین مناظراتی را به بهترین شکل مدیریت می کنند. ژست روشنفکری گرفتن هم این دنیایمان را خراب می کند هم آخرتمان را.
رجا نیوز و پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی به این پست لینک داده اند
یه مطلب کاملاً نامربوط:
