تبليغاتX
 موسوي را محاكمه كنيد مسیر : نوشته های داریوش زمانی

  پست میهمان

قوای مجریه ، مقننه و قضاییه که ثبات و امنیت و پیشرفت کشور در گرو هماهنگی و وظیفه شناسی آنهاست تا چه اندازه توانسته اند تعامل مورد انتظار را عملی نمایند؟ مجلس هشتم از آن مجالسی است که فکر نمی کنم خیلی زود از خاطرها فراموش شود. مجلسی که از همان ابتدای شکل گیری این هشدار را شنید : "نظارت بر دولت به معنی رقابت با آن نیست" ولی آیا مجلس هشتم و شخص جناب آقای لاریجانی به این هشدار توجه کرده اند؟

شعر زیر سروده ی جناب هـ .ا. طوفان است. خواندنش خالی از لطف نیست:

قصه‌ٌ دیروز مجلس گفتنی ست

هرکه با مجلس درافتد رفتنی ست

 

دولت محمود که بعد از انقلاب

بهتر از آن را ندیده کس به خواب

 

با خیال خام خود با حقٌه ای

کیش و هم ماتش نمودند عدٌه ای

 

هرکه را دولت معرفی نمود

بارها دادند به آن رأی کبود

 

چند نفر غالب نمودند خود به ما

دولت ما را زدند تیر از قفا

 

بی سوادی را نمودند خود وزیر

پس چرا بعدازدوماه آمد به زیر

 

آن که گفتید در وزارت غاصب است

سالهاست استاد و صاحب منصب است

 

رأی تان باطل شده امٌا چه زود

 عقل وتدبیر شما چند روزه بود؟

ادامه مطلب
لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در چهارشنبه 1387/09/20 و ساعت 17:56 |


  راه هایی برای باختن !

ارائه ی طرح های متفاوت و همچنین پیشنهاد افراد مختلف با ویژگی های عموما متضاد با یکدیگر از سوی گروه ها و گروهک های مختلف اردوگاه اصلاح طلبان نشاندهنده ی نداشتن استراتژی روشن و مشخص و همچنین عدم آگاهی از فضای سیاسی جامعه در این جناح سیاسی است و سردرگمی اصلاح طلبان در مواجهه با انتخابات آینده ی ریاست جمهوری را به وضوح به نمایش در آورده است.

ادعای پیروی از خط امام و ولایت پذیری در کنار اظهار علنی به قبول نداشتن قانون اساسی کشور و همچنین اعلام مواضع عجولانه در خصوص انتخابات و ورود زود هنگام و بی موقع به این مبحث در کنار راه انداختن جنبش های سیاسی و تلاش برای نشان دادن برتری اقبال اجتماعی کاندیدای حزبی خود به دیگر گروه ها و بالاخص دیگر رقبای اصلاح طلب برای از میدان خارج کردن آنها و شروع سفرهای انتخاباتی از سوی کاندیداهای محتمل این جریان و اطرافیان آنها از جمله نکاتی است که سردرگمی را در این جریان نشان می دهد.

اردوگاه اصلاح طلبان از چند دستگی و بعضا تخاصم نیروهای داخلی خود نیز رنج می برد و این به آن دلیل است که هریک از گروه هایی که در زیر لوای اصلاح طلبی گرد آمده اند داعیه ی رهبری این جریان را داشته و حضور دیگر گروه های مدعی این جریان را در انتخابات آینده مانعی برای تحقق برتری خود تعبیر می نماید.

گروهی از اصلاح طلبان که با امید به تاثیرگذاری تخریب های صورت گرفته از سوی رسانه های رسمی اصلاح طلبان علیه دولت و شخص احمدی نژاد و کاهش محبوبیت این جناح سیاسی در بین آحاد ملت امیدوار به روی آوردن دوباره ی ملت به سوی اصلاح طلبان هستند در صدد حضور در رقابت انتخابات بوده و به همین منظور حجج الاسلام کروبی و خاتمی که حداقل از نظر احراز صلاحیت با آنچنان تردیدی روبرو نمی باشند را به عنوان اصلی ترین گزینه های این جناح سیاسی مناسب می دانند تا مشکلی از جهت حضور در انتخابات نداشته باشند.

هرچند به تصریح اکثر سیاسیون هیچ یک از حجج الاسلام خاتمی و کروبی آن تغییراتی را که مد نظر ضد انقلاب و اپوزوسیون داخلی و خارجی است را به مرحله اجرا در نخواهد آورد ولی اصلاح طلبان در این برحه ی زمانی و بعد از شکست های سیاسی پیاپی و سختی که در انتخابات های اخیر دشت کرده اند نیاز مبرمی به  اعاده ی حیثیت سیاسی خود دارند. به این لحاظ حضور موجه ترین افراد حاضر در این جبهه برای بهره گیری از حداکثر ظرفیت سیاسی اصلاح طلبان - هرچند که ایشان اراده ی تغییرات بنیادین و مدنظر جریان های اپوزوسیون و ضد انقلاب در ساختار نظام را دنبال نکنند - می تواند به مثابه کم هزینه ترین قمار برای جریان یافتن خون تازه ای در رگ های اصلاحات باشد. هرچند این افراد کمترین بخت برنده شدن را داشته باشند ، عدم حضور به معنای قبول پایان پذیرفتن عمر سیاسی اصلاحات است و به این لحاظ است که از سوی صاحب نظران این جریان سیاسی که موافق این ایده هستند شخص اقای خاتمی ناگزیر از حضور در انتخابات است.

افراد دیگری به مانند عارف و موسوی نیز تنها به این منظور مطرح می شوند که قحط الرجال موجود در این جریان سیاسی به نوعی پوشش داده شود و چهره ای پر مهره از اصلاحات به جامعه ارائه شود.

از سوی دیگر گروه دیگری از این جناح سیاسی که با توجه به چهره ترسیم شده ی آنان در جامعه به واسطه ی عملکرد گذشته ی اصلاح طلبان هیچ امیدی به پیروزی در انتخابات ندارند و شرکت در این انتخابات را پایان کار اصلاحات می دانند آبرومندانه ترین راه برای جان سالم به در بردن از این مرحله را همچون گذشته تحریم این انتخابات می دانند و برای نیل به این هدف با مطرح کردن گزینه هایی که امیدی به احراز صلاحیت آنان نمی رود مترصد فرصتی برای موج سواری از زیر سوال بردن سلامت انتخابت هستند.

گروه دیگری از سیاسیون اصلاح طلب نیز اخیرا با عِلم به این موضوع که پیروزی در انتخابات بیشتر به رویایی دست نیافتنی برای اصلاح طلبان می نماید تا هدفی که ارزش مبارزه را داشته باشد، سعی می کنند با الگو قرار دادن کشورهایی با آرایش سیاسی متزلزل و ناهمگون برای ایران، طرح دولت وحدت ملی را به عنوان بهترین راه حل ارائه کنند. ترسیم چهره ای سخاوتمند از اصلاح طلبان که این معنی را به ذهن متبادر نماید که اصلاح طلبان در صورت پیروزی سهم هریک از جناح های سیاسی از حکومت را محفوظ می دانسته اند در کنار القاء انحصار طلبی اصول گرایان به جامعه از اهداف مطرح کنندگان این نظریه است. اما با دقت در این پیشنهاد به راحتی می توان متوجه شد که شکست اصلاح طلبان در انتخابات آتی برای ایشان محرز شده است.

امید بستن به ایجاد اختلاف و چند دستگی در بین اصول گرایان و رخنه در بین شکاف های ایجاد شده در این جبهه ی منسجم نیز از جمله آرزوهایی است که نشان دهنده ی قبول شکست اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.

 


لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در دوشنبه 1387/09/18 و ساعت 0:29 |


  مرآتی کارش را خوب بلد است !

چند هفته پیش درمورد سیاست جدید صدا و سیما در قبال تشکل های دانشجویی مطلبی نوشتم به این مضمون که صدا و سیما بعد از کلید خوردن انتقادها از صدا و سیما که توسط اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل به صورت رسمی در حضور مقام معظم رهبری ایراد شد، مشی جدیدی را در مورد تشکل های دانشجویی اتخاذ کرده و آن اینکه بعد از یک دوره بایکوت خبری مواضع جریان جنبش دانشجویی در این سازمان اقدام به ایجاد ارتباط با این تشکل ها نموده است تا با این باصطلاح امتیازدهی به نوعی حق سکوتی برای مسکوت گذاشتن موضوع صدا و سیما در این تشکل ها داده باشد.

فعالیت صدا و سیما برای رسیدن به این هدف بلافاصله بعد از جلسه تشکل ها با رهبری شروع شد و به نظر می رسد این ماموریت برعهده مرآتی یکی از خبرنگارهای کاربلد تلویزیون گذاشته شده تا با ارتباط گرفتن با تشکل ها این مهم را به سرانجام برساند.

بعد از گزارش مرآتی درباره ی نخبگان جوان که بهانه ای بود برای فتح باب این ارتباط، شب گذشته خبرنگار مرآتی گزارشی که به بهانه 16 آذر با حضور نمایندگان تشکل های دانشجویی در دانشکده فنی دانشگاه تهران تهیه کرده بود را از اخبار 20:30 پخش کرد. یک گزارش 4 ، 5 دقیقه ای که خبرنگار آنرا به نحوی تنظیم کرده بود که گویی تشکل ها تمامی حرف های خود را زدند و چیز دیگری برای گفتن باقی نماند و اصلا چیز دیگری نداشتند که بگویند! این یعنی آنکه ایشان ضمن اینکه قصد امتیازدهی دارد، همزمان پروژه دیگری را که می توان اسمش را بی اعتبار کردن جنبش دانشجویی گذاشت را پیگیری می کند! تا حتی اگر نتوانست ساکتشان کند دیگر اعتباری برای اظهار نظر نداشته باشند! (موضوع یواش یواش داره جنایی می شه! نه؟!)

بعـــــــــــــله ! آقای مرآتی این جوان شایسته و خبرنگار لایق، خوب کار خودش را بلد است و ماموریت خود را خوب دارد انجام می دهد. ولی این وسط یک مسئله ای هست که به ثمر رسیدن این حرکت را با تردید مواجه کرده! جنبش دانشجویی در این دوره ای که صدا و سیما اقدام به بایکوت خبری فعالیت هایش کرده بود سعی کرده تا راه های دیگری را برای این منظور پیدا کند و این کار را کرده است. با این تفاسیر بعید می دانم صدا و سیما موفق شود به اهداف خود دست یابد و موفق به ساکت کردن این قشر شود چرا که این امتیاز برای تشکل های دانشجویی آنقدرها ارزش ندارد که به خاطر آن حاضر شوند حرفهای خود را نزنند.

فکر کنم دو سالی از جلسه ی آقای ضرغامی با تشکل های دانشجویی گذشته. راستش را بخواهید اگر آقای ضرغامی اندک ارزشی برای تشکل های دانشجویی قائل بود و نظرات این قشر جایگاهی نزد ایشان داشت طی این دو سال و اندی تکانکی می داد و برای حفظ ظاهر هم که شده (به قول از ما بهتران!) رفرمی در نحوه ی اداره ی صدا و سیما اعمال می کرد. ولی متاسفانه ایشون فقط ژستش را اختیار کرد و البته هنوز هم دارد ژست می گیرد.

همین !


لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در جمعه 1387/09/15 و ساعت 14:27 |


  اصلاح طلب ها سر و ته یه کرباس

پارسال توی دانشگاه هر روز و هر ساعت یکی یقه ی منو به خاطر نشریه ای که منتشر می کردم می گرفت و یه جلسه دادگاه صحرایی راه می انداخت که این چرندیات چیه چاپ می کنی؟! چند ماه مونده به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده هم یکی از رفقا در ارتباط با نیمچه تحلیلی که در نشریه در مورد این انتخابات منتشر کردیم سنت یقه گیری را اجرا کرد و گفت: "یه انتقاد"

گفتم: "بفرما، سرا پا گوشم"

گفت: "مرد حسابی؛ این چیه چاپ کردی!"

گفتم: "کدوم مطلب؟"

گفت: "همین که در مورد انتخابات آمریکا بود."

گفتم: " مگه چشه؟! ایرادش؟"

گفت: "تو نمیدونی؛ اگه باراک بیاد بهشت مسلمونا می شه. اون وقت تو میگی چه باراک چه مک کین!"

بعد از رای اوردن اوباما پیش خودم گفتم احتمالا بعضی ها مثل رفیق ساده لوح ما خدا را شکر کردند که بالاخره منجی مسلمانان ظهور کرد!

بگذریم؛ باراک اومد و با شعار اصلاحات رای اورد؛ بعضی ها هم از خوشحالی ترکیدند و اون را یک پیرو واقعی اصلاح طلبها نامیدند و به عنوان یک نمونه ی موفق بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی خودشون نصب کردند. خیلی هاشون گفتند او با ماست و من در دل به ریش آنها خندیدم که رویشان نمی شود بگویند ما با اوییم می گویند او با ماست؛ ولی بعد متوجه شدم که اشتباه می کردم! رویشان شد و گفتند ما با اوییم!

باراک این روزها به واقعیت رساندن تحلیل های اصول گرایان را وجهه ی همت خودش قرار داده و با معرفی مهره های کاخ سفید داره به تمام دنیا میگه که: "آی ایها الناس! اصلاحات کشــــــــکه." اوباما در حالی که به بوش پسر فحش های سیاسی نثار می کرد با شعار تغییر روی کار اومد ولی کابینه اش را با کمک جرج تکمیل می کنه.

یادش بخیر ما هم این دوره را پشت سر گذاشتیم. یکی اومد و آنقدر به قبلی فحش داد که ملت گفتند: "عجب آدم شجاعی! ببین داره انحصار طلبی را می شکنه. این می تونه اوضاع را تغییر بده." ولی وقتی اومد روی کار نصف کابینه و مشاور و معاون های قبلی را به دولت خودش اورد!

اصلاحات در تمام دنیا یک معنی میده و راه ش از گذرگاه فریب افکار عمومی می گذره. اصلاح طلب ها چه در آمریکا و چه در ایران مهره ها شون مشخصه با این حال دیگران را آماج حمله قرار می دهند و انحصار طلب می خوانند. همشون شعار تغییر سر میدهند و ادعا می کنند اوضاع اقتصادی را بهتر خواهند کرد، ولی وقتی به قدرت می رسند اول وظایف اقتصادی شون در قبال ملت یادشون می ره. بعد هم که از روی صندلی ریاست کله پا می شن به سیاست های اقتصادی بقیه گیر می دن. نمونش همین قضیه ی طرح تحول اقتصادی دولت نهم؛ یکی نیست بگه این کار وظیفه ی قبلی ها بود که انجام ندادند و احمدی نژاد برخلاف شما مدعیان، شجاعت اقدام داره.

از قضای روزگار همه شون هم داد گفتگو سر می دهند و ادعای فهم و منطقشون میشه. از اون کله ی دنیا بلند می شن میان توی خونه ی همسایه در گفتگوهاشون می خوان منطقه را علیه ایران تهییج کنن. همسایه های چیز هم که یا حالیشون نیست یا ماموریت تعریف شدشون اینه، فورا ادعاهایی را که اصلاح طلب های اونور آب می گن را بلغور می کنن.

کلی با جواب برادر قشقاوی حال کردم. احسنت برادر قشقاوی؛ باید زد توی دهن مدعیان بی چشم و روی عرب. کشورهای عرب اگر آدم بودند اینجوری نوکر طاغوت نمی شدند. اینا مثل گله ی گوسفند می مونند که اگر گرگ  یکیشون را بگیره ، بقیشون وای میستند و می چرند! البته گوسفند به اینا شرف داره؛ چون حداقل گوسفند برای گرگ کف نمی زنه ولی اینا برای پیروزی اسرائیل دعا می کنند، گذرگاه می بندند و سوخت هواپیما و هلیکوپتر و تانک اسرائیل را تامین می کنند، دیدارهای دیپلماتیک و نشست های گفتگوی ادیان برگزار می کنند.

تقریبا فرقی هم نمی کنه عرب کجا باشند، عربستان و بحرین و مصر و ... همشون عین چیز از آمریکا می ترسند . نمونش عراق ... کاپیتلاسیون تصویب می کنند بعضی ها هم از مخالفت مردم عراق ذوق می کنند و امیدوار می شن که مردم در همه پرسی به این قرارداد رای نمی دن. زهی خیال باطل که اینا از نوادگان همونایی هستند که گونی گونی برای امام حسین (ع) نامه فرستادند ولی دست آخر برایش شمشیر کشیدند. اینها همون کوفیانند که نباید روی قولشون حساب باز کرد.                                                                                                                              


لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در سه شنبه 1387/09/12 و ساعت 11:16 |