تبليغاتX
 موسوي را محاكمه كنيد مسیر : نوشته های داریوش زمانی

  بساز کامران جان ... صد قسمتی بساز ...

آقای نجف زاده ؛ اولین قسمت از سلسله گزارش های اجتماعی تان را که از شبکه 3 پخش شد دیدم و افسوس خوردم !

به نظر من تصمیم شما برای تهیه چنین گزارشی ارتباط مستقیمی با گزارش تان از سفر رئیس جمهور به نیویورک و واکنش کسانی دارد که به انتقاد از کارت پرداختند. فکر نمی کردم بهانه گیری های عده ای اینچنین شما را به موضع انفعال و دفاع بکشاند. آیا طعنه های مخالفان آنقدر برشما سنگین آمد که چنین شتابان تصمیم گرفتید انتظاراتشان را برآورده کنید و به آنها بقبولانید که آنگونه که آنها می گویند نیستید؟ واقعا این اندازه آستانه ی تحملتان پایین آمده است و یا فکرمی کنید که با ساختن این سری گزارش ها می توانید آنها را قانع کنید؟! واقعا لازم بود تا این اندازه سعی کنی که این گزارشت شبیه آن یکی باشد. حتما باید گدایان وطنی ساز به دست را در گزارشت وارد می کردی تا اثبات کنی آنها را هم در ایران دیده ای. چه قدر جالب که مطلع گزارشت مهاجران غیر قانونی بود وچه اندازه با آنها صمیمی بودی. خوب بود از چند نفر هم نشانی آمریکا را می گرفتی یا مثلا از همبرگر و لازانیا و بیف استراگانوف با سس داستایفسکی می پرسیدی تا نشان بدهی ایرانی ها چقدر اطلاعات دارند!

کامران جان ؛ باور کن این یکی را دیگر سوتی دادی! بهانه گیری های کورکورانه از آن گزارشت مگر چه پایه و اساسی داشت و اصلا مگر در آن چه چیزی را نشان داده بودی که برخی را برآشفت؟ جز اینکه به برخی نشان دادی کعبه ی آمال و آرزوهایشان و آن مدینه ی فاضله ای که از آمریکا برای خود ساخته بودند حقیقت ندارد؟ جز اینکه نشانشان دادی در کنار تمام پیشرفتهایی که غرب آنها را به رخ ما می کشد فقر و تبعیض هم آنجا بیداد می کند؟ جز اینکه آنهایی را که می گویند باید در فرهنگ و اقتصاد و سیاست غرب حل شویم را به سخره گرفتی؟ جز اینکه چُرت عده ای را پاره کردی؟ باید هم بد اخلاقی کنند؛ هرکس را از خواب بیدار کنی بد اخلاقی می کند. دست خودشان نیست، خاصیت خواب این است.

کامران جان ؛ آیا تا کنون از فقرا و فاصله ی طبقاتی در ایران نگفته بودی که این چنین کردی؟! مگر از تبعیضی که بر ملت روا میدانسته اند سخن نگفته بودی؟! آیا اینکه عده ای خیال می کنند تو داری فیلم بازی می کنی باید برایت مهم باشد؟! آیا اینکه عده ای بگویند چرا فقط نجف زاده و دلاوری و مرآتی و ... حق دارند وارد حوزه های مخصوصی بشوند باید تو را تحت تاثیر قرار دهد؟!

کامران جان خودت باش و راهت را ادامه بده. تو باید خوشحال باشی که این ها از دستت ناراحتند. مگر قبلا مدح تو را می کردند که الان بخواهند کار دیگری بکنند. اینکه بعضی را عصبانی کردی نشاندهنده درستی کارت بود. ایکاش واقعا برایت مهم نبود ممد چاقوها درباره تو چه می گویند. ای کاش کار خودت را می کردی. ایکاش تحملت بیش از اینها بود.

کامران جان ؛ بساز، بیش از اینها بساز. آنقدر بساز تا باور کنی این ها قانع نمی شوند. آنقدر بساز تا برایت مشخص شود اینها هدفشان از این ایراد گرفتن ها چیست. اینها می خواهند تو یک معصومه علینژاد قمی دیگر باشی! اینها میخواهند تو یک نیک آهنگ دیگر باشی! آنها تو را بهنود وار می خواهند! آنها وقتی راضی می شوند که پتک گزارش هایت بر پایه های نظام فرود بیاید! آنها وقتی قانع می شوند که تو از نبود آزادی برای تاسیس کاباره در ایران بگویی! آنها وقتی راضی می شوند که تو به رئیس جمهور بگویی چرا به پابوس صهیونیزم و حامی اش نمی رود! آنها وقتی تو را منصف خطاب می کنند که برای مرجعیت و رهبری تعیین تکلیف کنی! آنها تو را مانند خودشان کور و جیره خوار غرب می خواهند!

بساز کامران جان، بساز ...  بساز تا مردم از اینکه تو برای رضایت خاطر دشمنان شان می سازی دیگر از تو دفاع نکنند. بساز تا ملتی که تورا منصف می دانند تو را کم طاقت خطاب کنند. بساز تا از هدفت باز بمانی. بساز کامران جان ... صد قسمتی بساز ...

لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در جمعه 1387/08/24 و ساعت 13:41 |


  بیدارتر از همیشه

همیشه کسانی هستند که وقتی قدرت مؤثری را که توان تغییر اتفاقات و روندهای موجود اجتماعی و سیاسی در مناسبات اجتماعی را دارد می بینند وسوسه می شوند که از این قدرت در راستای منافع و اهداف خودشان استفاده کنند. انجمن های اسلامی نیز از همان ابتدا تا بحال جزو همین قدرت های برتر اجتماعی بوده اند که در گذرگاه های حساس انقلاب اسلامی وارد صحنه شده اند و به جرأت می توان گفت در موارد زیادی بیش از دیگران به ایفای نقش پرداخته اند. همین قدرت فوق العاده ی این تشکل دانشجویی باعث گردید که حضرت امام خمینی (ره) این نهاد مقدس را متوجه این خطر نماید که باید مراقب نفوذ باشند. بلایی که بر سر تحکیم وحدت آمد و این اتحادیه را که روزی مورد تایید انجمن های اسلامی بود را متلاشی نمود، از همین نقطه بود. نفوذ کسانی که آرمان هایشان، منافعشان بود باعث رویگردان شدن انجمن های اسلامی دانشجویان از تحکیم وحدت گردید و این اتحادیه را بدل به خاطره ای در تاریخ جریان جنبش دانشجویی کرد. خاطره ای که دوران پر فراتز و فرودی را در تاریخ این انقلاب پشت سر گذاشته بود. سال های احتضار تحکیم وحدت برای انجمن های اسلامی جزو دردناک ترین دوران تاریخ بود. تحکیم وحدتی که هسته ی پیش برنده ی این انقلاب لقب گرفته بود تنها به دلیل سهل انگاری گذشتگان مأمن دشمنان نظام و انقلاب و دوستان شیطان بزرگ شده بود و به همین دلیل با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. دیدن لحظات جان کندن این اتحادیه برای سردمداران جنبش دانشجویی که بدلیل عفونی شدنش آن را ترک کرده بودند و شاهد کالبدی متعفن از تمایلات دنیوی بودند بسیار تاثر برانگیز بود. امروز دیگر شاهد دست پا زدن تحکیم وحدت نیز نیستیم و مرگ آن را به چشم خود دیده ایم. ولی آنچه مایه ی تاسف است این است که غاصبین آن هنوز هم می خواهند از گذشته ی آن برای خود و منافعشان استفاده کنند و آن جنازه را رها نمی کنند.

اما انجمن های اسلامی دانشجویان که شاکله ی اصلی تحکیم وحدت را تشکیل می دادند با خروج به موقع خود از آن حیاتی دوباره به جریان جنبش دانشجویی مسلمان بخشیدند و این جنبش را احیا کردند. جنبش دانشجویی که می رفت با منفعت طلبی دیگران بزرگترین خصلت خود که استقلال رای از مصادر قدرت بود را از دست دهد با اتحاد دوباره ی انجمن های اسلامی دانشجویان در کالبدی تازه جانی دوباره گرفت و خود را احیاء کرد. این اتحادیه بزرگ دانشجویی که امروز قدرت آن بر دوست و دشمن اثبات گردیده است آرام و قدرت مند به سوی جایگاه واقعی خود پیش می رود و در آینده ی نزدیک همان نقش راستین خود را ایفاگر خواهد شد. انجمن های اسلامی به دوست و دشمن فهمانده اند که امروز انجمن های اسلامی که بر تارک جریان جنبش دانشجویی می درخشند، به هیچ کس اجازه نمی دهند ارزش ها و آرمانهای بلند اسلامی را نادیده انگاشته و با سهل انگاری یا عناد این نظام مقدس را به ناکجا آباد هدایت کند. امروز همگان می دانند که بار دیگر جامعه این رهپویان ولایت را پذیرفته اند و منطق آنها را قبول کرده اند. انجمن های اسلامی دانشجویان بار دیگر هسته های پیش برنده ی این انقلاب لقب گرفته اند و این را تکلیف خود می دانند و در این راه سستی نشان نمی دهند.

اما اینبار هوشیارتر از گذشته وارد میدان شده اند. اینبار هشدار آن فرزانه را آویزه ی گوش کرده اند و از این سنگر بلند جبهه ی اسلام به درستی مراقبت می کنند. امروز به پشتوانه ی تجربیاتی که بهای زیادی برای آن پرداخته اند می دانند که این قوت و قدرت باز هم دیگرانی را که منفعت طلبند و سودای نفوذ را در سر می پرورند را وسوسه می کند. اما اینبار به خواب نمی روند و رسم امانت داری را رعایت می کنند. انقلاب امانت است و انجمن های اسلامی، دانشجویان سنگربان این امانت.

لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در پنجشنبه 1387/08/16 و ساعت 11:45 |


  اوباش آزادی خواه چه می گویند و چه می خواهند؟

خسته کننده است بارها و بارها از کسانی بنویسی که ادعای فرهنگ و شعورشان گوش فلک را کر کرده. کسالت آورست از کسانی بنویسی که مدام غر می زنند ما آزادی نداریم. به مرز جنون می رسی وقتی همان ها به تو حمله می کنند که تو خشونت طلبی و انحصار گرا، به تو حمله می کنند که تو متحجری و عقب مانده، به تو حمله می کنند که ... ولی در عین حال ...

جالب است ... واقعا جالب است، از رو هم نمی روند و مدام تکرار می کنند. آنقدر تکرار کرده اند که خودشان هم باورشان شده. همین تو را تسکین می دهد؛ همین که به مکر الهی دچارند و به خود مشغول؛ همین که خود را درون تابوتشان محبوس کرده اند و آنقدر با چشم بسته فریاد کشیده اند که صدای هیچ کسی را نمی شنوند و نمی بینند که شعارهایشان توجه بر نمی انگیزد. حال هرچه می خواهند فریاد بکشند و گلوی خود را پاره کنند. وقتی این وضعیت را می بینی خدا را شکر می کنی که در این جهل گرفتارند، برایشان افسوس هم می خوری. بعضی وقتها به خودم می گویم : چه کارشان داری! آنها که با خود سرگرمند و مدام دُم خود را گاز می گیرند... ولی همیشه نمی توان ساکت بود و تماشا کرد اینهایی که کسی ارزشی برای آرمانشان (شما بخوانید منافعشان) قائل نیست، هرکاری که بخواهند در این مملکت انجام دهند؛ به هرکجا خواستند حمله کنند و چماق خود را برای هر کس که خواستند بالا ببرند و ارعاب تهدید را به حد اعلی! برسانند و هر که را خواستند از دایره ی آدمیت خارج بدانند که چه : "چون تو با ما مخالفی پس نباید باشی"!

روزگار عجب بازی هایی دارد و اوباش چه چوب ها که با دست خود بر سر خود نمی کوبند. روزگاری مخالفان را از هر کس عزیزتر می دانستند و امروز چماق های مخفی خود را برای بر سر مخالفان کوفتن بیرون کشیده اند. اشکالی ندارد! مردم ما از این بازی ها زیاد دیده اند و از این حملات بهره ها برده اند. دیگر این گونه دردها را درد های کاری به حساب نمی آورند؛ اما مگر آنها دیگر نباید رویشان کم شده باشد؟! اما چرا هنوز ... ؟! آدم یاد آن لطیفه می افتد که "یارو خورد زمین ادامه اش را سینه خیز رفت" خنده دارنیست، تاسف آور است، اینکه عده ای مدام از چیزهایی سخن بگویند که هیچ وقت نتوانند به آن عمل کنند تاسف آور است. اینکه بدانی هیچگاه نمی خواسته اند شعار هایشان را عملی کنند ناراحتت می کند. اینکه با اعمالشان بگویند مردم را در حد یک پله از نردبان قبول دارند به تو بر می خورد. (چقدر شبیه نجف زاده نوشتم! خوب که حرف هایش کپی رایت ندارد!)

فارس نوشته بود: افراد منتسب به انجمن اسلامي صندوق انتخابات انجمن علمي را پاره كردند. ظاهرا اینها دموکراسی را هم فقط تا جایی قبول دارند که اسم خودشان از صندوق بیرون بیاید و گرنه: "دموکراسی هم کشک است و شما بیخود کردید انتخاباتی برگزار کردید که اسم ما از توی صندوق بیرون نیامد."! هرکار که دلشان بخواهد می کنند و می گویند: " در ایران آزادی نیست"! البته راست هم می گویند، آزادی نیست! هرج و مرج است. اینکه عده ای هرجا که خواستند چماق به دست بگیرند و بروند و بریزند و بپاشند و هیچ کس کاری به کارشان نداشته باشد هرج و مرج است. بدبختی آنجاست که مدعی هم دارند. همین فرداست که اعتماد و کارگزاران و چه و چه مقالات بریزند روی پیشخون که: "دانشجویان آزادی خواه و آزاد اندیش ... "! آنجایش جالب است که هروقت به آنها اعتراض می کنی آیه و حدیث ردیف می کنند که : "تو داری تهمت میزنی و تهمت در قاموس ما مسلمان ها نیست!" خدا خیلی به اینها توجه دارد، مسلمانی شان هم ویژه و منحصر به فرد است! هرچه بخواهند می توانند بگویند و اگر بگویی اینها دروغ است و صحت ندارد، سندت کو؟ می گویند : "تو چه کار داری؟ جوابت را بده؛ کجای اسلام نقد را با نقد پاسخ می دهند"! بعد هم که از اعمالشان می پرسی هیچ نمی گویند ؛ می گویی چرا جواب نمی دهی؟ می گوید: "هر شایعه ای را که نباید جواب داد"! انتظار هم دارند به تمام ادعاهایشان پاسخ دهی! گویی شعبه آژانس انرژی هسته ای در ایران را نمایندگی می کنند که: " درخواست توضیح در مورد مطالعات ادعایی دارند!" دست به تکذیبشان هم حرف ندارد، همه چیز را تکذیب می کنند. همین حمله را هم فردا تکذیب می کنند(اگر تا به حال تکذیب نکرده باشند!)

به قم رفتن و جلسه گذاشتنشان هم جالب است. حتما دستور جلساتشان هم با مراجعشان اینست که "چگونه دین را از سیاست جدا کنیم" یا مثلا " اَه ! چرا دین در ایران نمی میرد ". برای این کارهایشان مولا و مقتدا هم دارند و هر وقت کم می آورند زیر پرچمش سینه می زنند؛ البته سینه که نمی زنند! چون از مصادیق خشونت طلبی ست! همین جوری می روند زیر پرچمش که ما هم هستیم! دست اینها که رو شده و حنایشان دیگر رنگی ندارد؛ دعا می کنم در این جهل بمانند و بیشتر منزوی شوند.

چقدر نوشتم! خوب شد حال و حوصله نداشتم ، وگر نه حالتان را می گرفتم! همه ی اینها را نوشتم که همین را بپرسم: اوباش آزادی خواه چه می گویند و چه می خواهند؟  که خواهد داد پاسخ؟!

لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در چهارشنبه 1387/08/08 و ساعت 12:3 |


  نخبه پروری در 5 متر یا وقتی صدا و سیما امتیاز می دهد !

همین چند دقیقه پیش اخبار شبانگاهی شبکه 3 سیما پخش شد. گزارش پایانی امشب خیلی جالب بود؛ حداقل برای من یکی که خیلی جالب توجه و قابل تامل بود. گزارشگر این بخش خبری تیکه کاغذی دستش بود که نشانی محل کار 3 نفر از نخبگان جوان کشور روی اون نوشته شده بود: " چهار راه کالج – پلاک ... " اینو که دیدم خشکم زد: دفتر اتحادیه! امکان نداره. آخه فعالیت های انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل معمولا توسط صدا و سیما در بایکوت کامل قرار می گیره و کسی از اونا باخبر نمی شه؛ حالا چی شده که اخبار شبانگاهی یادی از این تشکل کرده؟ بعد پیش خودم گفتم: "توی اون ساختمون نهاد های دیگه ای هم هستند؛ حتماً میره سراغ اونا". اما تا شاکری رو دیدم ... ! سه تا از بچه های اتحادیه بودن که بدون حمایت هیچ نهاد دولتی و غیر دولتی ای روبات انسان نمایی ساخته بودن و توی چند مسابقه ی داخلی و خارجی شرکت کرده بودند و مقام هم آورده بودند. محل کارشون (همانطور که نشون داده شد) انباری اتحادیه بود؛ یه اتاق 5-6 متری ...

حالا نمی خوام پز بدم که اینا رفقای من بودند و از اینجور حرفا ... (اما خودمونیم کلی تو خونه پز دادم!) به چیز دیگه ای می خوام اشاره کنم: حتما یادتون هست که اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور چند هفته پیش و در محضر رهبر معظم انقلاب انتقادهای صریحی را از صدا و سیما و چند مورد دیگه از جمله کردان و دانشگاه آزاد کردند که اتفاقا بسیار مقبول افتاد و شوری برپا کرد (چه درون جلسه چه بعد از جلسه ) به فاصله چند روز بعد از اونم که یادتون هست نماینده های مجلس در یک اقدام کاملا تابلو! اقدام به تشکر از عمو عزت کردند. چه ربطی داره؟!  گوش بگیرید تا براتون بگم: راستش به نظر من عمو عزت که دید ماجرای دانشگاه آزاد را یکی دو سال قبل برو بچه های اتحادیه مطرح کردند و پیگیرش شدند و آقای جاسبی را هم با همه ی دبدبه و کبکبه ای که داشت تا یه جاهایی کشوندند و هنوز هم ول کن ماجرا نیستند و از طرفی اولین موضع گیری جدی و رسمی نسبت به معرفی جناب کردان به مجلس (یعنی قبل از انتخاب ایشون) اون هم زمانی که لابی های سیاسی قدرت مند! پشت آقای کردان بودند توسط این اتحادیه گرفته شد و اخیراً هم بحث استیضاح ایشون داره محکم پیگیری می شه ؛ کمی ترسیده! (عجب جمله ی طول و درازی شد ؛ خلاصه ش اینکه : عمو عزت از تاثیر گذاری این تشکل ترسیده!) و به این فکر افتاده تا یه جورایی سرشون را شیره بماله و به عبارتی معامله ای کرده باشه که یعنی : "من هوای شوما را دارم ؛ شوما هم هوای منو داشته باشید"! البته دوباره تاکید کنم که این نظر منه و ممکنه که اینطور نباشه. اما خوب توی این هزارتوی سیاست نمی شه بی گدار به آب زد و باید تمام جوانب امور را سنجید. اگر این موضوع درست باشه که عمو عزت داره باج یا حق سکوت یا امتیاز می ده تا کسی کاری به کارش نداشته باشه نشون می ده که ایشون محتاطانه تر از بعضیا قدم برمی داره و قدرت تاثیر گذاری این مجموعه را دست کم نگرفته. البته زیاد نمی شه روی همچین اقدام هایی اون هم وقتی یک تشکل قوی دانشجویی که از جایی خط نمی گیره روبرویی حساب باز کرد.

از طرف بنده به آقای ضرغامی یک نصیحت : عمو جان! تو رو به جون هرکی دوست داری بیا و مثل بچه ی خوب بشین ببین کجا را داری گند می زنی ، درستش کن. اگر نفهمیدی بیا بپرس. باور کن سنگین تری. با این کارا کاری از پیش نمی بری! از ما گفتن، از شما ...!

پی نوشت:

راستشو بخواید می خواستم این پست را راجع به غوغای گلشیفته فراهانی و عکس العمل وبلاگ نویسها به این موضوع بنویسم؛ اما این موضوع پیش اومد. ایشالا از خجالت دوستان وبلاگ نویس در میام! چون توی اون مطلب زیاد به گلشیفته کاری ندارم؛ بلکه می خوام یه حالی از وبلاگ نویسای محتم بگیرم! اگر عمری بود و موضوع مهمتری پیش نیومد خدمت می رسم.

لینک مطلب | نوشته شده توسط داریوش زمانی در دوشنبه 1387/08/06 و ساعت 22:25 |