">
در پی درخواست 100 تشکل دانشجویی از رئیس قوه ی قضاییه برای برگزاری علنی جلسه ی دادگاه عبدالله جاسبی، 110 تشکل دانشگاه آزاد هم در نامه ای مشابه از آقای شاهرودی درخواست جمع آوری(!) و تعقیب قضایی فعالین تشکل های دانشجویی را نموده اند.
به دادگاه کشانده شدن جاسبی در پی دستور مستقیم آیت الله هاشمی شاهرودی روزنه ی امیدی را برای پیگیری آنچه را که از آن به عنوان مفسده ی مدیریتی دانشگاه آزاد یاد می شود باز کرد.
هرچند این احضار به دادگاه برای پیگیری شکایت آقای هادوی صورت گرفته است و هنوز خبری در مورد پیگیری چند و چون مدیریت شبهه ناک جاسبی بر این مؤسسه ی آموزشی نیست، ولی آنچنان که مشخص است اگر این مسئله به سرانجام برسد راه برای پیگیری سایر موضوعات مطرح در مورد جاسبی و دانشگاه آزاد باز خواهد شد. چراکه از همان ابتدا که این موضوع مطرح گردید از سوی جاسبی با برخورد شدیدی مواجه شد. شکایت وی از عضو اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در پی انتقادهای وارد بر مدیریت این دانشگاه ناظر بر این مطلب است که در صورتی که حتی یکی از موارد مطرح شده اثبات شود راه برای پیگیری سایر موارد نیز باز خواهد شد. در مورد اخیر یعنی شکایت آقای هادوی در مورد تصرف عدوانی زمین های ایشان نیز همین روند مشهود است. ظاهرا جاسبی که از عواقب این شکایت به هراس افتاده است تلاش خود را برای بی نتیجه ماندن این حرکت نیز آغاز کرده است.
به صحنه آوردن تشکل های دست پرورده ی دانشگاه آزاد توسط جاسبی تلاشی است برای ناکام گذاشتن حرکتی است که شروع و پیگیری آن توسط جنبش اصیل دانشجویی بوده است. چندی پیش و در آستانه ی برگزاری اولین جلسه ی دادگاه جاسبی، 100 تشکل دانشجویی در نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی درخواست کردند برای شفاف شدن شبهات مطرح در مورد دانشگاه آزاد و مدیریت آن دادگاه جاسبی به صورت علنی برگزار شود. ظاهرا ظرفیت عظیم جنبش دانشجویی که یکی از موثرترین عوامل مطرح کننده ی این موضوع بوده است با این حرکت خود نیز توانسته است جاسبی را با چالشی دیگر مواجه کند و آن اینکه که اگر این دادگاه علنی برگزار شود مسائلی مطرح می شود که بر مذاق جاسبی و دوستان خوش نخواهد آمد. همین مسئله باعث شده تا به خیال مقابله به مثل تشکل های دانشگاه آزاد به این کارزار فرستاده شوند. این تشکل ها نیز با کپی برداری ناشیانه از حرکت جنبش دانشجویی اقدام به ارسال نامه ای به رئیس قوه ی قضاییه نموده اند و در آن درخواست تعقیب قضایی فعالین جریان جنبش دانشجویی را کرده اند.
در این نامه که از آن بوی نامطبوع زدوبندهای مطرود سیاسی با جریان های سیاسی به مشام می رسد، به صورت کاملا ناشیانه خواسته شده است تا همچون گذشته مدیریت دانشگاه آزاد را با مرجعیت و روحانیت پیوند زده و به این وسیله از آن چهره ای مقدس ترسیم شود تا کسی جرأت دست زدن به این قدیس! را نداشته باشد و همچنین با وارد کردن اتهام هایی واهی که هدف از ایراد آنها مشخص است خواسته شده است تا چهره ی جنبش دانشجویی مخدوش شود: "همانگونه كه استحضار داريد مدتي است برخي غوغاسالاران(!) و چهرههاي معلوم الحال(!) با رسوخ در جريانات دانشجويي و فريب جمعي از دانشجويان و استفاده از احساسات آنها و تحت لواي ظواهر ديني و با استفاده از نام مقدس بسيج با طراحي سناريوي شوم هجمه به دانشگاه آزاد اسلامي در تلاشند تا با آلوده كردن فضا و جنجال آفريني به تخريب چهره مرجعيت و روحانيت اصيل و پرچم دار انقلاب كه ميليون ها نفر در نمازهاي جمعه به آنها اقتدا كرده و مي كنند بپردازند." در این نامه در حالی از عناوینی چون چهره های معلوم الحال و غوغاسالاری برای جریان جنبش دانشجویی که در راستای آرمان عدالت طلبی و مطالبه گری حرکتی تایید شده دارد استفاده شده است که در تمامی جلسات مربوط به بررسی دانشگاه آزاد عواملی که بعدها پاداش خود را از اقای جاسبی دریافت کرده اند برای رئیس خود یقه درانی می کرده اند.
به هر حال این حمایت های کور کورانه و مغرضانه از یکی از مهمترین مشکلاتی که مردم به صورت مستقیم با آن مواجهند هیچگونه وزنی در معادلات ندارد.
پی نوشت :
باور کنید خودش هم راضی نیست اینقدر ضایع بشه! والا دیگه پاچه خواری هم حدی داره!
این لینک را نگاه کنید:
13 تشكل دانشجويي دانشگاه آزاد خواستار كانديداتوري جاسبي شدند
خدا وکیلی شما خنده تون نگرفت؟ آخه مورچه چیه که کله پاچش باشه! برید جمع کنید بساطتونو. قد و وزن تونو نگاه کنید بعد حمایت کنید! با این کاراتون فقط این بابا را ضایع می کنید.



موسویان و جنجال اطلاعاتی و امنیتی اش دل بسیاری از مردم را به درد آورد و حکمی که برایش بریده شد همه را متعجب ساخت که درست است که نمی توان لفظ جاسوسی را برای این عملکرد به کار برد ولی آیا عمل موسویان کم از جاسوسی ندارد؟ و کسی که رسم امانت داری را بجا نیاورد مستحق چنین بخششی است؟
تاسف بالاتر آن بود که وی پس از آسوده خاطر شدن از جانب قوه ی قضاییه اقدام به انتقام گیری کرد و خواست تا قدرت نمایی خود را کامل نماید. شکایت از خبرگزاری ها و سایت های خبری را پیشه گرفتن و اصرار بر عذر خواهی مدیران سایت ها برای ترسیم یک چهره ی مظلوم و خدوم در خبرگزاری ها بود آنچنانکه در مورد شکایت وی از توکلی هم شاهد بودیم که متن غذرخواهی توکلی به گونه ای نگاشته شده بود که موسویان را از تمام گذشته ی سیاه خود تبرئه می نمود و وی را انسان مظلومی که یک عده آدم از خدا بی خبری که با او پدر کشتگی داشته اند اقدام به تخریب چهره اش کرده اند، معرفی می کرد.
جالب اینجاست که تنها از خبرگزاری ها شکایت شده است. در حالی که وزارت اطلاعات و شخص وزیر اطلاعات بارها صریحا اعلام کرده بود که جرم موسویان برای ما محرز است، هیچ شکایتی از وی نشد و تنها خبرگزاری ها مورد عنایت موسویان قرار گرفتند.
متاسفانه علتی که باعث شده است تا راه بر موسویان برای مظلوم نمایی باز شود عملکرد قوه ی قضاییه بود که با این مسئله به دیده ی اغماض نگاه کرد و دست موسویان را برای انتقام گیری باز گذاشت.
با تمام این تفاسیر شجاعت اقای تفرشی در نپذیرفتن شرط موسویان ستودنی است چرا که در صورتی که وی اقدام به عذرخواهی نماید مهر تاییدی بر عملکرد موسویان زده. حالا توکلی می ماند و آبروی رفته اش که به خاطر محکوم نشدن حاضر شد چهره ی موسویان را تطهیر کند.
يا مَن عِلمُهُ كامِل
جناب آقاي لاريجاني نماينده محترم مردم قم و رياست مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم
احتراما پيرو برخي از مسايل و مصوبات مجلس شوراي اسلامي که موجب نگرانی نخبگان و دل سوزان انقلاب اسلامی گردیده، لازم ديديم نكاتي را بر اساس اصل هشتم قانون اساسي به عرض جنابعالي و همكارانتان برسانيم.
دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي با اكثريت اصولگرايان در حالي شكل گرفت كه شعارها و آرمان هاي انقلاب اسلامي هم چون: عدالت خواهي، دوري از اشرافيت، مبارزه با تبعيض و همراهي با مستضعفان نصب العين و محور شعارهاي منتخبان قرارداشت و با حضور و تاييد با شكوه مردم بار ديگر شور و نشاط واميد در دل عدالت خواهان جوانه زد.
اما با گذشت چندي از تشكيل دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي، شاهد وقايعي هستيم كه در صورت عدم مقابله با آن همچون داغي بر پيشاني، سالها ننگ آن با جماعتي كه مدعي پيروي از اصول انقلاب اسلامي است همراه خواهد بود.
تصويب اختصاص يك ميليارد ريال به نمايندگان مجلس با توجيهاتي نظير حق مسكن و اتومبيل در حالي صورت مي گيرد که توده هاي مردم تحت شديدترين فشارهاي اقتصادي با دلبستگي به آرمان هاي انقلاب اسلامي و احساس نزديكي با دولت مردان و رهبر فرزانه انقلاب در حال زندگي هستند و بسياري از جوانان اين مرز و بوم به خاطر عدم توانايي تامين حداقل هاي زندگي سالها از تشكيل خانواده محروم مانده اند.
نمايندگاني كه مي بايست از نزديك درد و رنج توده هاي مردم مستضعف را احساس نموده و در جهت رفع اين مظلوميت ها تلاش نمايند با اين قبيل مصوبات، اكنون به واسطه امتيازات گوناگون چنان فاصله اي با موكلان خود گرفته اند كه به هيچ روي نمي توان تصور كرد كه در پي آن آرمان هاي متعالي خواهند رفت.
آقاي لاريجاني!
چگونه است که از سویی آن ها که تا ديروز با فاصله داشتن از اريكه قدرت، بر طبل مبارزه با تبعيض هاي ناروا و امتيازات ويژه كوبيده و حتي حقوق ماهیانه ی نمايندگان را مصداق فاصله داشتن با مردم مي دانستند ، و از سوی دیگر کسانی که ارايه حداقل خدمات به مردم مناطق محروم و دور دست را مصداق بالا بردن توقعات مردم مي دانند، خود را مستحق چنين امتيازات بی سابقه ای دانسته و بر ارايه خدمات گوناگون به خود تاكيد دارند!!؟
آقاي لاريجاني!
مشفقانه به عرض جنابعالي مي رسانيم تحركاتي مانند اصرار بر مصوبه غير كارشناسي افزایش ده درصدی ظرفيت دانشگاه هاي ممتاز كشور، مخالفت با وزیر كشوري برادر متعهد سيد مهدي هاشمي و تلاش پنهان براي به وزارت رساندن فردي كه با حداقل مدرك تحصيلي سال ها معاون جنابعالي در صدا و سيما بوده است، به همراه سایر اقداماتي كه بر خلاف قانون اساسي به نام اصلاح آيين نامه داخلي مجلس صورت مي گيرد، تمامي ناظران سياسي و دلسوزان انقلاب اسلامي را نگران آينده كشور و مجلس شوراي اسلامي نموده است.
بر خود لازم مي دانيم ضمن بيان هشدار به جنابعالي و ساير همكارانتان، خاطر نشان کنیم راي و اراده ملت تا زماني پشتيبان احزاب و شخصيت هاي سياسي است كه آن ها در مسير منافع ملي و آرمان هاي انقلاب اسلامي حركت نمايند و همچنان كه در گذشته شاهد آن بوده ايد، قضاوت توده هاي تيزبين مردم رقم زننده آينده مسئولين و صاحبان قدرت خواهد بود.
بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان ارزشی
چند روزی بیشتر از انتقادات صریح اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور از سازمان صدا و سیما و خط مشی مدیریتی آن در محضر رهبر انقلاب نگذشته است که شاهد آنیم که نمایندگان ملت در اقدامی تعجب برانگیز در مقابل مواضع جریان جنبش دانشجویی قرار گرفته اند.
نمایندگان مجلس هشتم امروز در نامه ای از فعالیت های سازمان صدا و سیما تقدیر نموده اند و از زحمات آقای ضرغامی در مدیریت این سازمان تجلیل نموده اند. بهره گیری از محضر مراجع تقلید و مستند دفاع مقدس به عنوان بهانه ی برای قرار گیری 200 امضاء در ذیل ان نامه مورد بهره برداری قرار گرفته است. این نامه بدون توجه به انتقادات فراوان وارد به این سازمان و شخص مدیریت آن و به گونه ای تنظیم شده است که القاء کننده ی خط مشی کاملا صحیح صدا و سیما در جامعه می باشد.
این اولین بار نیست که مجلس شورای اسلامی رو در روی جریان جنبش دانشجویی مسلمان قرار می گیرد تا از فراگیر شدن انتقادهای برآمده از خصلت آرمان خواهانه ی این جریان در جامعه از جلوگیری نماید. مجلس شورای اسلامی در گذشته نیز و درست زمانی که اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور اقدام به افشاگری هایی در مورد دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت آن نموده بود نیز با اقدامی مشابه اقدام به رویارویی با این تشکل و جریان جنبش دانشجویی نمود.
نمایندگان ملت باید بدانند که با این اقدامات نه می توانند ضعف های مدیریتی مسئولان را بپوشانند و نه می توانند جریان جنبش دانشجویی و انجمن های اسلامی را ساکت نمایند ؛ چنانکه در مورد دانشگاه آزاد تشکر خالصانه ی! نمایندگان مجلس هشتم از فرد مورد نظر نیز نتوانست از انتقادات صریح نمایندگان این اتحادیه در مجامع مختلف نسبت به مدیریت دانشگاه آزاد بکاهد و صد البته شاهدیم که با به جریان افتادن دوباره ی پرونده ی آن داشگاه اصالت مواضع منتقدانه ی این اتحادیه اثبات گردیده است.
نمایندگان مجلس باید بدانند که پوشاندن ضعف عملکرد مدیران دولتی بدون داشتن دلیل عقلانی خیانت به ملت است و ملت مسلمان ایران از این بازی های سیاسی که سر در آخور منافع شخصی و حزبی دارند به هیچ وجه راضی نیستند و مسببان آن را نخواهند بخشید. به یاد داشته باشید پخش برنامه هایی مقطعی آنهم با این زمان محدود در برابر تمام ساعاتی که این رسانه ی همه گیر در حال تخریب فرهنگ اسلامی است آنچنان به حساب نمی آید و نمی تواند دلیل مناسبی برای قدردانی آنهم در این سطح و به این شکل باشد.
و در ضمن جریان جنبش دانشجویی نیز با این ژست های سیاسی - کمدی سیاسیون از مواضع اصولی خود کوتاه نخواهد آمد و برای نیل به آرمان های اصیل خود همواره تلاش خواهد نمود.
محمد علی ابطحی یکی از بزرگ مردان عرصه اصلاحات و از جمله افرادی است که با اعتماد به نفس کامل و بدون هیچ پروایی حرف های سیاسی خود را می زند و بدون هیچ گونه پرده پوشی از نیت خود و همقطاران اصلاح طلبش سخن ها می نگارد. جا دارد از اینکه این خصوصیت حسنه در بین همه ی اصلاح طلبان جا بیافتد دعا کنیم.
مطلبی که وی روز گذشته در وبلاگ شخصی اش منتشر کرده است حاوی اعتراف جالبی است. ابطحی در این مطلب که به بهانه ی توصیه ای سیاسی به آقای خاتمی نگاشته است ، از نیت اصلاح طلبان برای در اختیار گرفتن قدرت سخن به میان آورده است. او در پاسخ به این جمله که خاتمی گفته " آمدن در صورتی معنا دارد که یک گام نسبت به گذشته جلوتر برویم و الا باید فکر دیگری کرد." گفته است: "اگر منظور آقای خاتمی از گذشته - چنانچه من فهمیدم - دوران اصلاحات باشد نمی دانم با چه منطقی چنین حرفی را زده است. فکر می کنم واقعیت های این چند ساله اثبات کرده که کسی نمی تواند توقع انقلاب و یا تغییر قانون اساسی از رئیس جمهور داشته باشد و همه فهمیده اند که با تقسیم قدرت موجود که بر اساس قانون اساسی است امکان تحقق شعارهای همان دوره هم وجود ندارد." این حرف جناب ابطحی به این معنی است که دوستان اصلاح طلب هدفشان از در اختیار گرفتن قدرت در دولت اصلاحات تغییر قانون اساسی برای رسیدن به شعارهایی بوده که در قانون اساسی به آنها اشاره نشده است. البته آقای ابطحی نفرموده اند که انتظارات فراقانونی اصلاح طلبانی که همیشه فغان قانون گرایی سر داده اند چیست و آنها پشت ماسک قانون گرایی چه چهره ای را پنهان نموده اند و به عبارت بهتر چهره ی اصلی دار و دسته ی اصلاح طلبان را معرفی نکرده اند، ولی همین اندازه که فرموده اند ما این قانون اساسی که رای ملت پشت آن است را قبول نداریم و می خواهیم تغییرش بدهیم اعتراف خفت باری کرده است.
ابطحی ظاهرا وجدان درد بدی گرفته است که اینگونه پته ی اصلاح طلبان را روی آب ریخته ؛ وی در ادامه نوشته: "تعدادی از ماها که قلم می زنیم و بیشتر اوقات به منافع خودمان فکر می کنیم." و در ادامه به خاتمی توصیه کرده است که توقعات مردم را بالا نبرید! این آقایان ظاهرا واقعا متوجه نیستند و نمی دانند چه می گویند؛ واقعا مردم را مثل خودشان حزب باد انگاشته اند؛ یکروز می گویند سیاسیت های احمدی نژاد توقع مردم را بالا می برد، روز بعد می گویند سیاست های خاتمی! آقایان؛ اگر خود را به خواب زده اید که هیچ کای برایتان نمی شود کرد، ولی اگر واقعا در خواب جهالت هستید امیدوار باشید خداوند بیدارتان کند. مگر می شود ملت ایران به بادی حرف خود را عوض کنند(کاری که شما کرده اید).
اصلاح طلبان یک روز احمدی نژاد را می کوبند که چرا اقتصاد ایران را نفتی کرده؛ همزمان میگویند پس چرا همه ی پول نفت را خرج مردم نمی کند؛ امروز هم که می گویند اگر بیاییم به ملت دلار نفتی می دهیم! این را ابطحی نوشته: "حد اکثر توقع واقع بینانه این است که کسی بتواند مشکلاتی که در عرصه ی اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی که در این سالها به وجود آمده - و هزینه هایش را مردم داده اند- را مهار کند و ایرانی ها فقط بتوانند از منابع غنی مالی خود با نفت گران قیمتی که دارند بهره ببرند وزندگی کنند و در دنیا هم سربلند باشند." یعنی اینکه اگر اصلاح طلبان بیایند می خواهند بدون صیانت از صندوق ذخیره ی ارزی که اینقدر دادش را می زنند درآمد نفتی را در اقتصاد سرازیر کنند!
به هر حال از آقای ابطحی هم متشکریم که با اعتراف هایش چهره ی واقعی اصلاح طلبان را بیشتر معرفی کرد.
چند روز پیش دکتر معین (وزیر علوم دولت اصلاحات و کاندیدای جریان دوم خرداد در نهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری) به بهانه ی ایام شهادت مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) مطلبی پیرامون مشکلات و آسيب هاي اجتماعي جامعه امروز ايران را در وبلاگ شخصی خود منتشر کرد و در طی آن به آمار معتبری اشاره کرد که چند سال قبل و در طی یک پژوهش بدست آمده است.
از متن این نوشته بر می آید که دکتر نتایج آن آمار را دست آویزی برای نشان دادن جامعه ای که در حال فروپاشی است قرار داده است و سعی کرده است تا نتایج این آمار را حاصل فعالیت های دولت نهم نشان دهد ؛ اما ...
اما جناب آقای معین از این نکته غفلت کرده اند که در ابتدای مطلب این نکته را متذکر شده اند که این آمار متعلق به چند سال قبل است! و به همین دلیل نتنها نمی تواند به عنوان وسیله ای برای تخریب دولت از آن استفاده کرد بلکه نشان دهنده ی شرایط بوجود آمده توسط دولت برآمده از اصلاحات است.
تعدادی از آمارهای ایشان را به عنوان نمونه ملاحظه بفرمایید:
1 - ایشان در وبلاگشان اعتراف کرده اند که در آن سال ها: "فقط ١٤درصد مردم معتقدند كه مسئولان در انجام امورمملكت به خواسته مردم زياد توجه مي كنند." به نظر شما اعتراف شجاعانه ای نیست؟ جا داشت که دکتر معین به خاطر این کوتاهی از ملت عذر خواهی کند.
2 – دکتر از اوضاع اقتصادی چند سال قبل یعنی زمان دولت اصلاحات هم یاد کرده است و تاکید کرده : "فقط ٥/٤درصد جامعه از اوضاع اقتصادي راضي است." این در حالی است که اصلاح طلبان سیست های اقتصادی دولت را به باد انتقاد گرفته اند و می گویند آن کاری را که ما می کردیم خوب بود. همه ی اصلاح طلب ها از دکتر یاد بگیرند و به حاصل دوران مدیریتی خود اعتراف کنند.
3 – دکتر با علم به اینکه مدیران دولتی آن سالها از اصلاح طلبان بوده اند خاضعانه از بی اعتمادی مردم به اصلاحات سخن به میان آورده و تاکید کرده که در آن سال ها: "فقط ٦/ ٢١درصد مردم به مديران دولتي اعتماد دارند."
4 – معین با اشاره به نگاه ناعادلانه ی حکومت به اقشار جامعه تاکید می کند: "فقط ٢٤درصد مردم(كمتر از يك چهارم) معتقدند كه حكومت همه مردم را به يك چشم نگاه مي كند."
5 – وزیر علوم دولت اصلاحات رانت بازی های اصلاح طلبان و اقدامات فراقانونی آنها را متذکر می شود و اذعان می کند: "فقط ٣/٨ مردم(كمترازيك دهم جامعه) معتقدند كه قانون براي مردم و مسئولين يكسان اجرا مي شود."
6 – امید اصلاح طلبان در انتخابات نهمین دوره ی ریاست جمهوری از مشی غیرمذهبی اصلاح طلبان هم پرده برداشته است و نتایج اقدامات ضد فرهنگی دولت اصلاحات را اینگونه بیان کرده است: "٩/٦٩درصد مردم معتقدند مردم غير مذهبي تر شده اند."
دکتر معین با این بیانات خود اعتراف کرده است که حاصل دوران اصلاحات تحویل جامعه ای بحرانی به دولت نهم بوده است.
این اصلاح طلب برجسته با توجه به نتایج این پژوهش از عواملی مانند: "ناصداقتي" مدیران دولتی، "گفتار بدون عمل" در گفتمان غالب اصلاح طلبان، "وعده ها و ادعاهاي تهي از واقعيت" در شعارهای دوم خردادی ها و "بدآموزي هاي صدا و سيمای حکومتی" به عنوان عواملی که باعث" تخريب فرهنگ و اخلاقيات اجتماعي" می شود نام برده.
معین از دیدگاه اصلاح طلبان نسبت به مردم نیز پرده برداری می کند و انسان در نگاه همقطارانش را اینگونه تصویر می کند: "[انسان] بيشتر در حد وسيله اي براي رسيدن به قدرت و حفظ آن در مقاطعي مانند انتخابات مطرح مي شود"
جا دارد همه ی اصلاح طلب ها از دکتر یاد بگیرند و به حاصل دوران مدیریتی خود اعتراف کنند.
عبدی از دفتر تحکیم وحدت و سر جریان تسخیر لانه ی جاسوسی بر سر زبان ها افتاد . در آن جریان می شود گفت به صورت غیر رسمی نقش سخنگوی دانشجویان را پیدا کرده بود . البته این اقبال رسانه ای به او را عده ای به دلیل این می دانند که وی اولین کسی بود که از دیوار سفارت بالا رفت. حالا راست و دروغ این قضیه زیاد مهم نیست. به هر حال عبدی در تحکیم وحدت کشف! شد و به واسطه ی همین تحکیم مدارج ترقی را طی کرد و وارد ساختار قدرت شد. روزگاری هم وی را در نقش سخنران ، مدتی آمارگیر! و بعد در کسوت نظریه پرداز اصلاحات یافتند. اما عبدی کسی نبود که خود را در یک سطح باقی نگه دارد. او هیچگاه برای خود حدیقف متصور نبوده و نیست و همین روحیه است که وی را به پیش می برد. وی در مرحله بعدی از پیشرفتش مفتی مفتی ، مفتی شد! یعنی اینکه فتوا داد ؛ یعنی مرجع تقلید شد! باورتان نمی شود؟
داستان این آقای عبدی خیلی جالب است. اگر کسی داستانش را بنویسد از نویسنده ی «بیوتن» مشهورتر می شود. عبدی که دید نظریات سیاسی اش مقبولیت ندارد روی به صدور فتوا آورده است . نمی دانم چگونه به آرشیو روزنامه ی اعتماد رسیدم ؛ ولی در آنجا به مطلبی از زبان عبدی برخوردم که در قالب بیان ماجرای روزنامه ی سلام ، مثل همیشه به نقض آزادی بیان در ایران و مسائلی از این دست پرداخته بود. شنیدن این مسائل از زبان عبدی و هم مسلکان اصلاح طلبش برایم زیاد عجیب نیست ولی در میان آن مطلب آقای عبدی برای اثبات خودشان فتوا داده بودند. راستش من که از تحصیل ایشان در حوزه ی علمیه بی خبرم ؛ شما را نمی دانم.
ایشان در رابطه با تعطیلی روزنامه ها تعبیر جالبی را به کار بردند که نظر مرا جلب کرد:
«توقيف سلام از يک جهت موجب تاسف بود چرا که بسته شدن هر روزنامه يي، چون قتل نفس است و مجاز دانستن قتل نفس مطلوب هيچ کس نيست»
این وسط داستان خاتمی هم جالب است:
خاتمی که خودش و رفقای اصلاح طلبش به راه رفتن احمدی نژاد هم گیر می دهند، یکهو موافق طرح تحول اقتصادی دولت شده اند! این از آن بازی های روزگار است ، من که از تعجب شاخ درآوردم. کارگزاران مصاحبه ای با خاتمی در مورد گفت و گوی تمدن ها را منتشر کرد که در طی آن خاتمی گفته : سه سال قبل من به احمدی نژاد گفتم یارانه ها را هدفمند کند و «موافق تحول اقتصادی و بهینه كردن یارانهها هستم»!
عجب ! حالا نمی خواهم بگویم رو را باش! سر قضیه ی سهمیه بندی بنزین یادم هست که چقدر داد و بیداد راه انداختند که کارهای بزرگ آدم های بزرگ می خواهد و از پس اینها بر نمی آید و می زنند چشمش را هم کور می کنند و از اینجور حرفها؛ حالا هم که همه چیز تمام شده صدایشان در نمی آید. (البته خوب شد ؛ من که فهمیدم مملکت داری کار آدم های کوچک نیست.)
حالا سر طرح تحول اقتصادی اول ریخته اند سر دولت؛ با ترساندن احمدی نژاد می خواستند وی را منصرف کنند ولی حالا که دیده اند او مصر ایستاده است و می خواهد کارش را بکند شروع کرده اند می گویند ما به او گفتیم ، پیشنهاد ما بود. بعدا هم لابد می گویند زیرساخت هایش را ما فراهم کردیم، اگر ما نبودیم احمدی نژاد هیچ کاری نمی توانست بکند، همه اش از صدقه سری اصلاحات است، دیدید توسعه ی سیاسی جواب داد!