اینکه چرا حضور علی مطهری در برنامه رو به فردا و صحبت هایی که آن شب در تلویزیون کرد یک مرتبه اهمیت پیدا کرد و باعث شد تعدادی تحلیل و خبر فوری به آن اختصاص داده شود محل سوال است! نه حضور مطهری در صدا و سیما مسئله تازه ای بود و نه صحبت هایی که ایراد کرد. حالا به چه علت - به قول جلیلی - این اندازه برای آن "ضریب" قائل شدند را باید از رسانه ها جویا شد.
مطهری هم مثل خیلی از افرادی که شاید در اطرافیان خودمان هم حاضر باشند، از جمله افرادیست که نیاز به دیده شدن در درونش شعله می کشد و از آنجا که قابلیتی فراتر از اطرافیان خود و یا مردم عادی در درون خود نمی بیند ناگزیر باید وصله ناجور باشد تا رخ نماید. اظهارنظرهای مغالطه آمیز افرادی چون علی مطهری عضو حیاتی زیست سیاسی آنان است و معرکه گیری های گاه و بیگاه آنان همان مثل "انا رجل" معروف است.
نمونه های این اظهارنظرها در صحبت ها اخیر ایشان کم نیستند. به عنوان مثال در آنجایی که می خواهد استدلال مردم از "ضد ولایت فقیه" بودن موسوی را رد کند می گوید که: "مردم از اشارات رهبری اینگونه برداشت کردند که نظر ایشان بر آقای احمدی نژاد است؛ و بر همین اساس هرکسی را که مقابل احمدی نژاد قرار داشت را ضد ولایت فقیه نامیدند. در حالی که نظر رهبری آقای احمدی نژاد نبوده."! نیاز به توضیح نیست که این نماینده مجلس از روی چه استدلالی به این نتیجه رسیده که "نظر رهبری احمدی نژاد نبوده"؟!
یا اینکه در جای دیگری اضافه کرد که "در مناظره ها - که به زعم ایشان نقطه شروع اغتشاشات بود(!) - هر دو نفر از وسایل نامقدس برای نیل به اهدافشان استفاده کردند و همین امر باعث شد که گمان تقلب در انتخابات در طرفداران موسوی تشدید شود" کدام عقل سلیم و ذهن بی طرف و وجدان سالمی در جریان یک رقابت کاملا ناسالم طرف یک جریان خاص را که او هم در حال استفاده از راه های غیر مجاز است را می گیرد و به یک باره شائبه ی تقلب در ذهن او به شدت پر رنگ می شود و حاضر می شود خداجویانه پا در صحنه اغتشاشات بگذارد؟!
و یا اینکه چطور لغزش ها نمی توانند انسان را از چهارچوب ها خارج کنند که مطهری استدلال و به عبارت بهتر التماس می کند "موسوی را به خاطر لغزش هایش خارج از چهارچوب نظام تلقی نکنیم" ؟! و یا چه لغزشی از موسوی باید سر بزند که او را خارج از نظام بدانیم؟
البته مضحک ترین بخش اظهارات متناقض مطهری آنجایی بود که مدعی "عمدی نبودن ادعای تقلب از سوی موسوی" شد! شاید دکتر علی مطهری در لفظ کم آورد و ادعا نکرد "موسوی سهوا ادعای تقلب کرده بود"!
تلاش مذبوحانه مطهری برای تطهیر چهره موسوی در رو در رویی با ولی فقیه بسیار جالب بود. در آنجایی که مطهری ملتمسانه می خواهد به یامین پور بقبولاند که "یک آدم می تواند ولایت فقیه را قبول داشته باشد در عین حال در یک موضوع، فقط در یک موضوع به ولی فقیه بگوید من نظر شما را قبول ندارم" ! با این استدلال می توان بازرگان و بنی صدر را هم که فقط در موضوع رابطه با آمریکا مقابل ولی فقیه ایستادند را هم ولایت مدار نامید!
گرفتن ژست بی طرفی از یک طرف و زبان اغتشاش گران شدن از طرف دیگر هم از بازی های همیشگی امثال علی مطهری ست که ضرب المثل "با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی" وصف حال این افراد است. به کار بردن عبارت های "من نماینده آنها نیستم" و "دلایلی برای خودشان داشتند"، دفاع زیرکانه ای بود که مطهری از "حضور موسوی در مجلس ختم فردی زنده" کرد و ضمن آن و در لفافه گفت "شما در آن حد نیستید که دلیلش را بفهمید"
البته اعتراف به مقصر بودن موسوی از سوی علی مطهری را نمی توان دلیل صداقت و بی طرفی او دانست چرا که در زمانی که خود موسوی بعد از تقلا های زیاد ناچار اعتراف به قانونی و مشروع بودن دولت می کند وبلوف بودن ادعاهایش را می پذیرد، انکار لغزش های فاحش وی از سوی مطهری کار نا معقول یست.
به هر حال رو به فردا هم برنامه ایست که نیت خالصانه ای پشتوانه ی تولید آن است. ولی اگر قرار است ادامه پیدا کند و مقطعی نباشد باید فکری به حال روال آن شود و از یک بعدی بودن و در "نگاه به گذشته در رو به فردا" افراط نشود. مطئنا دست اندرکاران برنامه هم از موضوعات روز و قابل پرداختن در برنامه ای همچون رو به فردا که خیلی ها امیدوارند بخشی از پروژه "۹۰ سیاسی" و یا حداقل مقدمه ای از آن باشد با خبرند.


